آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ دی ۱۴۰۴

      Punch

      pʌntʃ pʌntʃ

      گذشته‌ی ساده:

      punched

      شکل سوم:

      punched

      سوم‌شخص مفرد:

      punches

      وجه وصفی حال:

      punching

      شکل جمع:

      punches

      معنی punch | جمله با punch

      noun countable B2

      بوکس ورزش مشت، ضربه‌ی مشت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      My punch landed on his forehead.

      مشت من به پیشانی او خورد.

      He knocked me flat with one punch.

      او مرا با یک مشت به زمین انداخت.

      noun uncountable

      اثرگذاری، گیرایی، جذابیت، تأثیر، نفوذ

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      Marketing campaigns need punch to grab people’s attention immediately.

      کمپین‌های بازاریابی باید تأثیر قوی داشته باشند تا فوراً توجه مردم را جلب کنند.

      Her article packs a punch with strong arguments and clear examples.

      مقاله‌ی او با استدلال‌های قوی و مثال‌های واضح، اثرگذاری بالایی دارد.

      noun countable uncountable

      پانچ (نوشیدنی مخلوط میوه و الکل)

      I like my punch cold with lots of chopped fruits in it.

      من، پانچم را با مقدار زیادی میوه خرد شده دوست دارم.

      We served a refreshing fruit punch at the party.

      در مهمانی، پانچ میوه‌ای خنک سرو کردیم.

      noun countable

      منگنه، پانچ

      punch, منگنه، پانچ

      Make two holes with a hole punch.

      با پانچ دو سوراخ ایجاد کن.

      Have you seen the hole punch anywhere?

      پانچ را جایی ندیده‌ای؟

      verb - transitive B2

      بوکس ورزش مشت زدن

      punch, مشت زدن

      He punched me on the chin.

      به چانه‌ام مشت زد.

      He has a face I'd like to punch.

      صورتش طوری است که دوست دارم به آن مشت بزنم.

      verb - transitive

      انگلیسی آمریکایی فشار دادن، زدن، کلیک کردن (دکمه و...)

      He accidentally punched the wrong key and deleted the file.

      او، تصادفاً کلید اشتباه را زد و فایل را حذف کرد.

      Please punch in your PIN code to access the machine.

      لطفاً برای دسترسی به دستگاه، پین‌کد خود را وارد کنید.

      verb - transitive

      منگنه کردن، سوراخ کردن، پانچ کردن

      This machine can punch out 2000 coins a day.

      این دستگاه روزانه 2000 سکه را سوراخ می‌کند.

      You can punch holes in the leather to make it easier to sew.

      می‌توانید در چرم، سوراخ ایجاد کنید تا دوختن آن راحت‌تر شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to punch holes in a metal sheet

      صفحه‌ی فلزی را سوراخ‌سوراخ کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد punch

      1. noun hit
        Synonyms:
        blow strike smack knock shot slug thump bash sock slap clip plug box rap buffet jab poke wallop belt bop pummel thrust prod dig smash clout cuff biff stroke nudge slam jog plunk lollop one-two
      1. noun energy, vigor
        Synonyms:
        force drive effectiveness impact forcefulness cogency point verve bite validity validness
        Antonyms:
        lethargy idleness unenthusiasm
      1. verb perforate, prick
        Synonyms:
        cut stab pierce bore puncture drill poke jab stamp
        Antonyms:
        close
      1. verb to hit
        Synonyms:
        strike box hit cuff perforate smack swat buffet bust bash blow knock bore slap clobber plug spank hook jab pierce whack poke prod thrust against clip puncture push spat sock uppercut vigor

      Phrasal verbs

      punch in

      1- (به‌ویژه کارخانه و کارگاه) ساعت شروع کار خود را ثبت کردن (با قرار دادن کارت در منگنه‌ی ساعتی) 2- (با فشردن دکمه‌ها اطلاعات را به کامپیوتر) خوراندن، پانچ کردن

      punch out

      ثبت کردن ساعت خروج، کارت زدن برای خروج

      Idioms

      pleased as punch

      بسیار خوشحال، بسیار خرسند

      beat to the punch

      پیش‌دستی کردن، زودتر ضربه زدن

      pull one's punches

      1- (مشت‌بازی) به‌عمد مشت یواش زدن 2- حمله‌ی دروغی کردن، انتقاد ساختگی کردن

      punch a (time) clock

      (به‌ویژه در کارخانه و کارگاه) کارت خود را در منگنه‌ی ساعتی قرار دادن (تا ساعات کار را ثبت کند)

      pack a hard punch

      1- (مشت‌زن) قدرت‌زدن مشت‌های نیرومند را داشتن 2- اثر زیاد داشتن، قدرتمند بودن، نیروی زیاد داشتن

      سوال‌های رایج punch

      معنی punch به فارسی چی میشه؟

      کلمه "punch" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد که بسته به زمینه استفاده، می‌تواند به اشکال گوناگونی تفسیر شود. در اینجا به بررسی معانی مختلف این کلمه و نکات جالب مربوط به آن می‌پردازیم.

      ۱. معانی اصلی

      الف. ضربه فیزیکی:

      یکی از معانی اصلی "punch" به معنای ضربه زدن با دست است. این عمل معمولاً در ورزش‌هایی مانند بوکس یا هنرهای رزمی مشاهده می‌شود. "Punch" می‌تواند به عنوان یک تکنیک حمله به کار رود و به شدت به بدن حریف ضربه می‌زند.

      ب. نوشیدنی:

      در فرهنگ‌های مختلف، "punch" همچنین به یک نوع نوشیدنی میوه‌ای اشاره دارد که معمولاً شامل میوه‌ها، آبمیوه‌ها و گاهی الکل است. این نوشیدنی به ویژه در مهمانی‌ها و جشن‌ها محبوب است و معمولاً در یک ظرف بزرگ سرو می‌شود.

      ج. تاثیر یا اثر:

      در زبان محاوره‌ای، "punch" می‌تواند به معنای تأثیر یا قدرت یک سخن یا عمل باشد. به عنوان مثال، اگر بگوییم "This argument packs a punch" به این معناست که این استدلال یا بحث تأثیرگذار و قوی است.

      د. منگنه یا پانچ - وسیله‌ای که از آن برای منگنه کردن کاغذ و ... استفاده می‌شود.

      ۲. نکات جالب

      الف. ریشه واژه:

      واژه "punch" ریشه‌ای تاریخی دارد و به زبان‌های مختلفی برمی‌گردد. احتمالاً این واژه از زبان هندی "panch" به معنای "پنج" گرفته شده است، زیرا اولین نوشیدنی‌های "punch" معمولاً شامل پنج ماده مختلف بودند: الکل، شکر، لیمو، آب و چای یا ادویه.

      ب. کاربرد در فرهنگ عامه:

      در فیلم‌ها و نمایشنامه‌ها، "punch" به عنوان یک عنصر درام و هیجان به کار می‌رود. صحنه‌های مبارزه معمولاً با حرکات "punch" همراه هستند و این امر به ایجاد هیجان کمک می‌کند.

      ج. اصطلاحات مرتبط:

      عبارات و اصطلاحات مختلفی با "punch" وجود دارد، مانند "punch line" که به خط پایانی یک شوخی یا داستان اشاره دارد و معمولاً نقطه اوج خنده را ایجاد می‌کند.

      د. ورزش:

      در دنیای ورزش، "punch" به عنوان یک تکنیک مهم شناخته می‌شود. در بوکس، تکنیک‌های مختلفی برای زدن "punch" وجود دارد که هر کدام به نوع خاصی از ضربه زدن اشاره دارد، مانند "jab"، "cross" و "hook".

      گذشته‌ی ساده punch چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده punch در زبان انگلیسی punched است.

      شکل سوم punch چی میشه؟

      شکل سوم punch در زبان انگلیسی punched است.

      شکل جمع punch چی میشه؟

      شکل جمع punch در زبان انگلیسی punches است.

      وجه وصفی حال punch چی میشه؟

      وجه وصفی حال punch در زبان انگلیسی punching است.

      سوم‌شخص مفرد punch چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد punch در زبان انگلیسی punches است.

      ارجاع به لغت punch

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «punch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/punch

      لغات نزدیک punch

      • - pun
      • - puna
      • - punch
      • - punch a (time) clock
      • - punch bowl
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.