گذشتهی ساده:
punchedشکل سوم:
punchedسومشخص مفرد:
punchesوجه وصفی حال:
punchingشکل جمع:
punchesبوکس ورزش مشت، ضربهی مشت
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
My punch landed on his forehead.
مشت من به پیشانی او خورد.
He knocked me flat with one punch.
او مرا با یک مشت به زمین انداخت.
اثرگذاری، گیرایی، جذابیت، تأثیر، نفوذ
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Marketing campaigns need punch to grab people’s attention immediately.
کمپینهای بازاریابی باید تأثیر قوی داشته باشند تا فوراً توجه مردم را جلب کنند.
Her article packs a punch with strong arguments and clear examples.
مقالهی او با استدلالهای قوی و مثالهای واضح، اثرگذاری بالایی دارد.
پانچ (نوشیدنی مخلوط میوه و الکل)
I like my punch cold with lots of chopped fruits in it.
من، پانچم را با مقدار زیادی میوه خرد شده دوست دارم.
We served a refreshing fruit punch at the party.
در مهمانی، پانچ میوهای خنک سرو کردیم.
منگنه، پانچ
Make two holes with a hole punch.
با پانچ دو سوراخ ایجاد کن.
Have you seen the hole punch anywhere?
پانچ را جایی ندیدهای؟
بوکس ورزش مشت زدن
He punched me on the chin.
به چانهام مشت زد.
He has a face I'd like to punch.
صورتش طوری است که دوست دارم به آن مشت بزنم.
انگلیسی آمریکایی فشار دادن، زدن، کلیک کردن (دکمه و...)
He accidentally punched the wrong key and deleted the file.
او، تصادفاً کلید اشتباه را زد و فایل را حذف کرد.
Please punch in your PIN code to access the machine.
لطفاً برای دسترسی به دستگاه، پینکد خود را وارد کنید.
منگنه کردن، سوراخ کردن، پانچ کردن
This machine can punch out 2000 coins a day.
این دستگاه روزانه 2000 سکه را سوراخ میکند.
You can punch holes in the leather to make it easier to sew.
میتوانید در چرم، سوراخ ایجاد کنید تا دوختن آن راحتتر شود.
to punch holes in a metal sheet
صفحهی فلزی را سوراخسوراخ کردن
1- (بهویژه کارخانه و کارگاه) ساعت شروع کار خود را ثبت کردن (با قرار دادن کارت در منگنهی ساعتی) 2- (با فشردن دکمهها اطلاعات را به کامپیوتر) خوراندن، پانچ کردن
1- ساعت خروج خود از محل کار را ثبت کردن (با قرار ددن کارت در منگنهی ساعتی) 2- (عامیانه) کتک زدن، مشت کاری کردن، سقلمه زدن
بسیار خوشحال، بسیار خرسند
پیشدستی کردن، زودتر ضربه زدن
1- (مشتبازی) بهعمد مشت یواش زدن 2- حملهی دروغی کردن، انتقاد ساختگی کردن
(بهویژه در کارخانه و کارگاه) کارت خود را در منگنهی ساعتی قرار دادن (تا ساعات کار را ثبت کند)
1- (مشتزن) قدرتزدن مشتهای نیرومند را داشتن 2- اثر زیاد داشتن، قدرتمند بودن، نیروی زیاد داشتن
کلمه "punch" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد که بسته به زمینه استفاده، میتواند به اشکال گوناگونی تفسیر شود. در اینجا به بررسی معانی مختلف این کلمه و نکات جالب مربوط به آن میپردازیم.
۱. معانی اصلی
الف. ضربه فیزیکی:
یکی از معانی اصلی "punch" به معنای ضربه زدن با دست است. این عمل معمولاً در ورزشهایی مانند بوکس یا هنرهای رزمی مشاهده میشود. "Punch" میتواند به عنوان یک تکنیک حمله به کار رود و به شدت به بدن حریف ضربه میزند.
ب. نوشیدنی:
در فرهنگهای مختلف، "punch" همچنین به یک نوع نوشیدنی میوهای اشاره دارد که معمولاً شامل میوهها، آبمیوهها و گاهی الکل است. این نوشیدنی به ویژه در مهمانیها و جشنها محبوب است و معمولاً در یک ظرف بزرگ سرو میشود.
ج. تاثیر یا اثر:
در زبان محاورهای، "punch" میتواند به معنای تأثیر یا قدرت یک سخن یا عمل باشد. به عنوان مثال، اگر بگوییم "This argument packs a punch" به این معناست که این استدلال یا بحث تأثیرگذار و قوی است.
د. منگنه یا پانچ - وسیلهای که از آن برای منگنه کردن کاغذ و ... استفاده میشود.
۲. نکات جالب
الف. ریشه واژه:
واژه "punch" ریشهای تاریخی دارد و به زبانهای مختلفی برمیگردد. احتمالاً این واژه از زبان هندی "panch" به معنای "پنج" گرفته شده است، زیرا اولین نوشیدنیهای "punch" معمولاً شامل پنج ماده مختلف بودند: الکل، شکر، لیمو، آب و چای یا ادویه.
ب. کاربرد در فرهنگ عامه:
در فیلمها و نمایشنامهها، "punch" به عنوان یک عنصر درام و هیجان به کار میرود. صحنههای مبارزه معمولاً با حرکات "punch" همراه هستند و این امر به ایجاد هیجان کمک میکند.
ج. اصطلاحات مرتبط:
عبارات و اصطلاحات مختلفی با "punch" وجود دارد، مانند "punch line" که به خط پایانی یک شوخی یا داستان اشاره دارد و معمولاً نقطه اوج خنده را ایجاد میکند.
د. ورزش:
در دنیای ورزش، "punch" به عنوان یک تکنیک مهم شناخته میشود. در بوکس، تکنیکهای مختلفی برای زدن "punch" وجود دارد که هر کدام به نوع خاصی از ضربه زدن اشاره دارد، مانند "jab"، "cross" و "hook".
گذشتهی ساده punch در زبان انگلیسی punched است.
شکل سوم punch در زبان انگلیسی punched است.
شکل جمع punch در زبان انگلیسی punches است.
وجه وصفی حال punch در زبان انگلیسی punching است.
سومشخص مفرد punch در زبان انگلیسی punches است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «punch» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/punch