به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Forcefulness

ˈfɔːrsflnəs ˈfɔːsflnəs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable
    قاطعیت، زورمندی، اقتدار، نیرومندی
    • - athletic forcefulness
    • - زورمندی ورزشی
    • - aggressive forcefulness
    • - اقتدار تهاجمی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد forcefulness

  1. noun The capacity to exert an influence
    Synonyms: force, magnetism, power, strength

لغات هم‌خانواده forcefulness

ارجاع به لغت forcefulness

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «forcefulness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/forcefulness

لغات نزدیک forcefulness

پیشنهاد بهبود معانی