آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ آذر ۱۴۰۴

      Bash

      bæʃ bæʃ

      گذشته‌ی ساده:

      bashed

      شکل سوم:

      bashed

      سوم‌شخص مفرد:

      bashes

      وجه وصفی حال:

      bashing

      شکل جمع:

      bashes

      معنی bash | جمله با bash

      verb - intransitive verb - transitive informal

      زدن، کوبیدن، ضربه زدن، کوفتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      She bashed her husband over the head with a saucepan.

      با ماهیتابه بر سر شوهرش کوفت.

      He accidentally bashed his arm against the door.

      او به‌طور تصادفی دستش را به در کوبید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was bashed up by two drunken men.

      دو مرد مست او را له و لورده کردند.

      I better bash on with this report.

      بهتر است این گزارش لعنتی را تمام کنم.

      verb - transitive

      انتقاد کردن، کوبیدن، تاختن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      He kept bashing the workers.

      او مرتب کارگران را مورد انتقاد قرار می‌داد.

      He kept bashing local government officials during the interview.

      درطول مصاحبه، مدام مقامات محلی را می‌کوبید.

      noun countable informal

      جشن، مهمانی، پارتی

      We had a small bash with close friends last weekend.

      آخر هفته‌ی گذشته، مهمانی کوچکی با دوستان صمیمی داشتیم.

      They’re planning a New Year’s bash at their house.

      آن‌ها برنامه دارند در خانه‌شان، جشن سال نو برگزار کنند.

      noun singular countable informal

      انگلیسی بریتانیایی ضربه

      That bash on his arm left a big bruise.

      آن ضربه، کبودی بزرگی روی دستش گذاشت.

      The vase fell with a loud bash on the floor.

      گلدان با ضربه‌ی شدیدی روی زمین افتاد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a bash on the nose

      ضربه‌ای بر بینی

      She decided to have a bash at painting.

      او تصمیم گرفت نقاشی را بیازماید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bash

      1. noun party
        Synonyms:
        celebration party spree wing-ding
      1. verb hit
        Synonyms:
        strike hit punch smash slam whack slug pop clobber

      Phrasal verbs

      bash on

      (بدون علاقه) کاری را انجام دادن

      bash up

      سخت زدن، خرد کردن (اشخاص یا اشیا)، صدمه زدن

      Idioms

      have a bash at

      (عامیانه) امتحان کردن، امتحانی انجام دادن

      سوال‌های رایج bash

      گذشته‌ی ساده bash چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bash در زبان انگلیسی bashed است.

      شکل سوم bash چی میشه؟

      شکل سوم bash در زبان انگلیسی bashed است.

      شکل جمع bash چی میشه؟

      شکل جمع bash در زبان انگلیسی bashes است.

      وجه وصفی حال bash چی میشه؟

      وجه وصفی حال bash در زبان انگلیسی bashing است.

      سوم‌شخص مفرد bash چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bash در زبان انگلیسی bashes است.

      ارجاع به لغت bash

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bash» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bash

      لغات نزدیک bash

      • - basenji
      • - bases
      • - bash
      • - bash on
      • - bash up
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.