آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ خرداد ۱۴۰۳

      Slug

      slʌɡ slʌɡ

      گذشته‌ی ساده:

      slugged

      شکل سوم:

      slugged

      وجه وصفی حال:

      slugging

      شکل جمع:

      slugs

      معنی slug | جمله با slug

      noun countable

      جانورشناسی لیسه (گونه‌ای از شاخه‌ی نرم‌تن و رده‌ی شکم‌پایان)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The children were fascinated by the slimy texture of the slug.

      بچه‌ها مجذوب بافت لزج لیسه شده بودند.

      I found a slug in my garden today.

      امروز در باغم لیسه‌ای را پیدا کردم.

      noun countable informal

      انگلیسی آمریکایی آدم تنبل

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      My roommate is a slug.

      هم‌اتاقی من یه آدم تنبله.

      I can't stand working with that slug.

      نمی‌تونم کار با اون آدم تنبل رو تحمل کنم.

      noun countable informal

      گلوله

      He was hit by a slug in the shoulder.

      گلوله‌ای به کتفش خورد.

      The detective found a slug at the crime scene.

      کارآگاه در صحنه‌ی جرم یک گلوله را پیدا کرد.

      noun countable informal

      پیک (مشروب)

      After a long day at work, all he wanted was a slug of vodka.

      بعد از یک روز طولانی در محل کار، تنها چیزی که او می‌خواست یک پیک ودکا بود.

      He poured him a slug of bourbon.

      یک پیک بوربن برایش ریخت.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی سکه‌نما (قطعه‌ای فلزی که از آن به جای سکه در دستگاه سکه‌ای استفاده می‌شود)

      My pockets were filled with slugs.

      جیب من پر از سکه‌نما بود.

      I inserted a slug into the vending machine.

      یک سکه‌نما را داخل خودبردار قرار دادم.

      verb - transitive informal

      با مشت زدن

      I couldn't believe it when he slugged me in the face for no reason.

      باورم نمی‌شد وقتی بی‌دلیل با مشت به صورتم زد.

      One of the protestors slugged a police officer.

      یکی از تظاهرکنندگان، با مشت به یک افسر پلیس زد.

      verb - transitive

      انگلیسی آمریکایی ورزش محکم ضربه زدن (به توپ بیسبال)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      He slugged the ball.

      محکم به توپ ضربه زد.

      Please slug the baseball soon.

      لطفاً زود به توپ بیسبال محکم ضربه بزنید.

      noun

      سطر ماشینی (چاپ)

      The printer carefully adjusted the slug.

      کارگر چاپخانه سطر ماشینی را با دقت تنظیم کرد.

      The slug was made of lead.

      سطر ماشینی از سرب ساخته شده بود.

      noun countable

      اسلاگ (یکای جرم در دستگاه امپراتوری (بریتانیا) برابر با ۳۲٫۱۷۴۰۵ پوند یا ۱۴٫۵۹۳۹۰۳ کیلوگرم)

      The object had a mass of 64 slugs.

      جرم این جسم ۶۴ اسلاگ بود.

      To measure the mass of an object in the FPS system, one can use slugs.

      برای اندازه‌گیری جرم یک جسم در سیستم FPS، می‌توان از اسلاگ استفاده کرد.

      noun

      مشت (محکم)

      He delivered a powerful slug to his opponent's jaw.

      مشت محکمی به فک حریفش زد.

      The bar fight ended with a slug to the nose.

      دعوای بار با مشت به بینی تمام شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد slug

      1. verb hit
        Synonyms:
        beat knock smack bang wallop thwack whack pound slap bat pop sock belt clout bash clock punch hammer swat crack club batter flog thrash whale jab pelt box lambaste slam ko clobber nail let have it bump flail

      سوال‌های رایج slug

      گذشته‌ی ساده slug چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده slug در زبان انگلیسی slugged است.

      شکل سوم slug چی میشه؟

      شکل سوم slug در زبان انگلیسی slugged است.

      شکل جمع slug چی میشه؟

      شکل جمع slug در زبان انگلیسی slugs است.

      وجه وصفی حال slug چی میشه؟

      وجه وصفی حال slug در زبان انگلیسی slugging است.

      ارجاع به لغت slug

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «slug» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/slug

      لغات نزدیک slug

      • - sludgy
      • - slue
      • - slug
      • - slugabed
      • - slugfest
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.