حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
غلیظ، پرتراکم
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The sludgy soup sat on the stove.
سوپ غلیظ روی اجاق بود.
The sludgy mixture of paint created a unique texture on the canvas.
مخلوط غلیظ رنگ، بافت منحصربهفردی را روی بوم ایجاد کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «sludgy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sludgy