آیکن بنر

زبان‌ روسی به مترجم هوش مصنوعی اضافه شد

زبان‌ روسی به مترجم هوش مصنوعی اضافه شد

استفاده کن
آخرین به‌روزرسانی:

Thrash

θræʃ θræʃ

گذشته‌ی ساده:

thrashed

شکل سوم:

thrashed

سوم‌شخص مفرد:

thrashes

وجه وصفی حال:

thrashing

معنی thrash | جمله با thrash

noun verb - transitive verb - intransitive

کوبیدن، از پوست درآوردن، کتک زدن، کوزل کوبی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

a bird thrashing its wings

پرنده‌ای که پر و بال می‌زند

The drowning man was thrashing helplessly.

مرد درحال غرق شدن با بیچارگی دست‌و‌پا می‌زد.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

Teachers used to thrash lazy students.

در گذشته معلم‌ها شاگردان تنبل را چوب می‌زدند.

Our football team got thrashed.

تیم فوتبال ما شکست جانانه‌ای خورد.

The wounded soldier was thrashing in agony.

سرباز زخمی از درد به خود می‌پیچید.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد thrash

Phrasal verbs

thrash out

(با بحث و مذاکره‌ی دقیق و کامل) حل‌و‌فصل کردن، به توافق رسیدن

thrash over

(با دقت) بررسی کردن، حلاجی کردن

سوال‌های رایج thrash

گذشته‌ی ساده thrash چی میشه؟

گذشته‌ی ساده thrash در زبان انگلیسی thrashed است.

شکل سوم thrash چی میشه؟

شکل سوم thrash در زبان انگلیسی thrashed است.

وجه وصفی حال thrash چی میشه؟

وجه وصفی حال thrash در زبان انگلیسی thrashing است.

سوم‌شخص مفرد thrash چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد thrash در زبان انگلیسی thrashes است.

ارجاع به لغت thrash

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «thrash» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/thrash

لغات نزدیک thrash

پیشنهاد بهبود معانی