آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Bury

      ˈberi ˈberi

      گذشته‌ی ساده:

      buried

      شکل سوم:

      buried

      سوم‌شخص مفرد:

      buries

      وجه وصفی حال:

      burying

      معنی bury | جمله با bury

      verb - transitive B1

      به خاک سپردن، دفن کردن، از نظر پوشاندن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      My parents are buried in San Diego.

      پدر و مادرم در ساندیگو دفن شده‌اند.

      buried corpses

      اجساد مدفون

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He will be buried tomorrow.

      فردا او را به خاک خواهند سپرد.

      Our dog buried all the bones.

      سگ ما همه‌ی استخوان‌ها را چال کرد.

      She had buried the gun under a pile of paper.

      هفت‌تیر را زیر توده‌ای از کاغذ پنهان کرده بود.

      The flowers were buried under a layer of leaves.

      گل‌ها زیر لایه‌ای از برگ مستور شده بودند.

      She buried her face in her hands.

      صورت خود را با دستانش پوشاند.

      They decided to bury their feud.

      آنان تصمیم گرفتند که دشمنی خود را کنار بگذارند.

      to bury oneself in work

      خود را غرق کار کردن

      I was always buried in my book.

      همیشه سرم توی کتابم بود.

      Buried away somewhere in the third chapter was an account of their meeting.

      شرح ملاقات آن‌ها در فصل سوم کتاب در جایی دور از دید قرار داشت.

      The bullet had buried itself in the tree.

      گلوله در درخت فرو رفته بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bury

      1. verb lay to rest after death
        Synonyms:
        inter inhume entomb plant put away lay to rest enshrine deposit inurn lay out embalm mummify hold services for hold last rites for put six feet under sepulture ensepulcher consign to grave tomb
        Antonyms:
        dig out disinter uncover
      1. verb conceal, cover
        Synonyms:
        hide cover screen stash secrete shroud cache stow away cover up plant ensconce occult
        Antonyms:
        reveal uncover dig out
      1. verb plant in ground
        Synonyms:
        implant embed sink drive in submerge engulf
        Antonyms:
        dig out
      1. verb engross oneself
        Synonyms:
        interest engage occupy absorb immerse concentrate rivet throw oneself into

      Phrasal verbs

      bury away

      پنهان کردن، قایم کردن یا شدن

      bury oneself in

      جایگزین شدن، خود را دفن کردن در

      Collocations

      be buried alive

      زنده به گور شدن، زیر آوار ماندن

      burying place (or ground)

      آرامگاه، محل خاکسپاری، مدفن

      لغات هم‌خانواده bury

      noun
      burial
      adjective
      buried
      verb - transitive
      bury

      سوال‌های رایج bury

      گذشته‌ی ساده bury چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bury در زبان انگلیسی buried است.

      شکل سوم bury چی میشه؟

      شکل سوم bury در زبان انگلیسی buried است.

      وجه وصفی حال bury چی میشه؟

      وجه وصفی حال bury در زبان انگلیسی burying است.

      سوم‌شخص مفرد bury چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bury در زبان انگلیسی buries است.

      ارجاع به لغت bury

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bury» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bury

      لغات نزدیک bury

      • - burundi
      • - burweed
      • - bury
      • - bury away
      • - bury oneself in
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      loco auto sunscreen grundnorm cyst fishhook exchangee panto ped post pro UN Fri. Prot start-up شکست غصب شیرجه شیرجه رفتن مسیر پرتابی طوفان فکری مصفا کردن معارفه‌ای معالجه‌ناپذیر کاوش ملخ رشوه مایع همبستگی جلق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.