آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Concentrate

      ˈkɑːnsntreɪt ˈkɒnsntreɪt

      گذشته‌ی ساده:

      concentrated

      شکل سوم:

      concentrated

      سوم‌شخص مفرد:

      concentrates

      وجه وصفی حال:

      concentrating

      شکل جمع:

      concentrates

      معنی concentrate | جمله با concentrate

      verb - transitive B1

      متمرکز کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      Industry should not be concentrated in our town.

      صنایع نباید در شهر ما متمرکز شوند.

      Power is concentrated in a few hands.

      قدرت در دست‌های معدودی متمرکز شده است.

      verb - intransitive

      تمرکز کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The government should concentrate more on education.

      دولت باید به آموزش و پرورش توجه بیشتری بکند.

      Concentrate on your driving!

      حواست را جمع رانندگی بکن!

      noun

      تغلیظ، عصاره

      orange juice concentrate

      عصاره‌ی پرتقال

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد concentrate

      1. verb think about closely
        Synonyms:
        consider closely think hard study focus contemplate ponder meditate ruminate examine scrutinize attend weigh apply focus attention give attention direct attention muse rivet fix attention occupy thoughts center put mind to fixate settle establish put need get on the beam intensify peruse sweat hammer brood over be engrossed in bring to bear rack one’s brains crack one’s brains pour it on hammer away at head trip knuckle down set
      1. verb gather, collect
        Synonyms:
        collect gather assemble combine unify integrate consolidate amass accumulate cluster heap store pile compact compress contract narrow reduce intensify focus centralize congregate converge muster crowd huddle swarm localize mass embody eliminate cramp draw together hoard agglomerate aggregate congest constrict focalize zero in bunch coalesce conglomerate garner get to the meat salt away strengthen forgather
        Antonyms:
        scatter disperse

      لغات هم‌خانواده concentrate

      noun
      concentration
      adjective
      concentrated
      verb - transitive
      concentrate

      سوال‌های رایج concentrate

      گذشته‌ی ساده concentrate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده concentrate در زبان انگلیسی concentrated است.

      شکل سوم concentrate چی میشه؟

      شکل سوم concentrate در زبان انگلیسی concentrated است.

      شکل جمع concentrate چی میشه؟

      شکل جمع concentrate در زبان انگلیسی concentrates است.

      وجه وصفی حال concentrate چی میشه؟

      وجه وصفی حال concentrate در زبان انگلیسی concentrating است.

      سوم‌شخص مفرد concentrate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد concentrate در زبان انگلیسی concentrates است.

      ارجاع به لغت concentrate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «concentrate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/concentrate

      لغات نزدیک concentrate

      • - concentative
      • - concenter
      • - concentrate
      • - concentrate the mind
      • - concentrated
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.