آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Pile

      paɪl paɪl

      گذشته‌ی ساده:

      piled

      شکل سوم:

      piled

      سوم‌شخص مفرد:

      piles

      وجه وصفی حال:

      piling

      شکل جمع:

      piles

      معنی pile | جمله با pile

      noun countable B1

      کپه، توده، کومه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      a pile of gold coins

      یک کپه سکه‌ی طلا

      a pile of books

      یک کومه کتاب

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We divided the newspapers into two piles.

      روزنامه‌ها را به دو توده تقسیم کردیم.

      Finally they put the corpse on the pile.

      در پایان نعش را روی تل هیزم می‌گذارند.

      I have got piles of work to do tonight.

      امشب یک عالمه کار دارم.

      He made a pile and retired early.

      او ثروت کلانی به هم زد و زودتر از موعد بازنشسته شد.

      noun countable

      کرک، تار مو، خواب پارچه، پارچه خزنما، پرز قالی و غیره

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      velvet with long, thick pile

      مخملی که پرز آن بلند و انبوه است

      noun countable

      ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج‌شکن

      verb - transitive

      توده کردن، کومه کردن، اندوختن، انباشتن، تلنبار کردن، پر کردن

      He piled the shoes on top of each other.

      او کفش‌ها را روی هم انباشته کرد.

      The children were piling up the leaves.

      بچه‌ها برگ‌ها را تلنبار می‌کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      office work that had piled up for months

      کارهای اداره که ماه‌ها انباشته شده بود

      He piled the rice onto his plate.

      او بشقاب خود را از پلو پر کرد.

      The truck was piled high with watermelons.

      کامیون مملو بود از هندوانه.

      The door opened and school children piled out.

      در باز شد و شاگردان مدرسه ریختند بیرون.

      I saw soldiers that were piling into the movie house.

      سربازان را دیدم که دسته‌جمعی وارد سینما می‌شدند.

      Gradually he piled up a lot of information on Rustam.

      کم‌کم اطلاعات زیادی درباره‌ی رستم گردآوری کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pile

      1. noun heap, collection
        Synonyms:
        collection mass quantity stack mountain accumulation assemblage aggregate amount hoard lump drift assortment bank aggregation stockpile buildup hunk pack great deal much jumble gob chunk barrel shock oodles ocean pyramid amassment conglomeration peck
        Antonyms:
        hole ditch
      1. noun wealth
        Synonyms:
        money fortune riches affluence dough pot bundle wad mint boodle
        Antonyms:
        poverty
      1. verb gather, pack; put on top of another
        Synonyms:
        collect assemble heap stack store load fill mass crowd crush jam flock rush mound hill bunch pack bank accumulate amass hoard
        Antonyms:
        scatter separate dissipate

      Phrasal verbs

      pile up

      زیاد شدن، انباشتن، انباشته شدن

      Idioms

      pile it on

      پر حرفی کردن، غلو کردن، گزافه گویی کردن

      pile on the agony

      چیزی را بدتر از آنچه هست پنداشتن یا جلوه دادن

      سوال‌های رایج pile

      گذشته‌ی ساده pile چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pile در زبان انگلیسی piled است.

      شکل سوم pile چی میشه؟

      شکل سوم pile در زبان انگلیسی piled است.

      شکل جمع pile چی میشه؟

      شکل جمع pile در زبان انگلیسی piles است.

      وجه وصفی حال pile چی میشه؟

      وجه وصفی حال pile در زبان انگلیسی piling است.

      سوم‌شخص مفرد pile چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pile در زبان انگلیسی piles است.

      ارجاع به لغت pile

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pile» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pile

      لغات نزدیک pile

      • - pilchard
      • - pilcrow
      • - pile
      • - pile driver
      • - pile driver (or engine)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.