گذشتهی ساده:
moundedشکل سوم:
moundedسومشخص مفرد:
moundsوجه وصفی حال:
moundingشکل جمع:
moundsجغرافیا زمینشناسی تپه، برآمدگی، تل، خاکریز، پشته
The agricultural practice of creating small earth mounds can improve soil drainage and aeration, which is beneficial for certain crops.
روش کشاورزی ایجاد تپههای کوچک خاکی میتواند زهکشی و هوادهی خاک را بهبود بخشد که برای برخی محصولات مفید است.
His grave is marked with a little mound.
پشتهی کوچکی قبر او را مشخص میکند.
We saw a small mound of dirt where the dog had been digging in the garden.
یک تل کوچک خاک دیدیم که سگ در باغ کنده بود.
توده، کپه، انبوه، کوه (از چیزی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Archaeological excavations have unearthed a significant mound of ancient pottery shards, providing valuable insights into early civilizations.
کاوشهای باستانشناسی تودهی قابل توجهی از تکههای سفال باستانی را از خاک بیرون آوردهاند که بینشهای ارزشمندی را در مورد تمدنهای اولیه ارائه میدهند.
I accidentally knocked over the sugar bowl, leaving a white mound on the kitchen counter.
من به طور تصادفی کاسه شکر را بزعکس کردم و کوه سفیدی روی پیشخوان آشپزخانه باقی ماند.
انگلیسی آمریکایی ورزش (بیسبال) پشتهی پرتاب
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
Analysis of baseball statistics often includes data on the effectiveness of pitches thrown from the mound under various conditions.
تجزیهوتحلیل آمار بیسبال اغلب شامل دادههایی دربارهی کارایی پرتابهای انجامشده از روی پشتهی پرتاب در شرایط مختلف است.
The coach walked out to the mound to have a quick chat with the struggling pitcher.
مربی بهسمت پشتهی پرتاب رفت تا صحبت کوتاهی با پرتابکنندهی درحال تقلا داشته باشد.
قدیمی پرچین، حصار
Environmental conservation efforts often involve the careful construction of protective mounds to prevent soil erosion in vulnerable coastal regions.
تلاشهای حفاظت از محیطزیست اغلب شامل ساخت دقیق حصارهای محافظ برای جلوگیری از فرسایش خاک در مناطق ساحلی آسیبپذیر است.
They decided to plant a row of dense shrubs to create a natural mound around the garden, offering both privacy and a windbreak.
آنها تصمیم گرفتند یک ردیف درختچهی متراکم بکارند تا یک پرچین طبیعی در اطراف باغ ایجاد کنند که هم حریم خصوصی و هم بادشکن فراهم کند.
بهشکل تپه درآوردن، خاکریز ساختن
Archaeological excavations revealed that the ancient civilization would mound earth to create defensive barriers around their settlements.
کاوشهای باستانشناسی نشان داد که تمدن باستان برای ایجاد موانع دفاعی اطراف سکونتگاههای خود، خاک را بهشکل تپه در میآوردند.
After digging the trench, we used the excavated dirt to mound up a small border around the garden.
بعداز کندن گودال، از خاک حفاریشده استفاده کردیم تا یک مرز کوچک اطراف باغ را بهشکل تپه درآوریم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «mound» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mound