آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۵

      Mound

      maʊnd maʊnd

      گذشته‌ی ساده:

      mounded

      شکل سوم:

      mounded

      سوم‌شخص مفرد:

      mounds

      وجه وصفی حال:

      mounding

      شکل جمع:

      mounds

      معنی mound | جمله با mound

      noun countable B1

      جغرافیا زمین‌شناسی تپه، برآمدگی، تل، خاک‌ریز، پشته

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The agricultural practice of creating small earth mounds can improve soil drainage and aeration, which is beneficial for certain crops.

      روش کشاورزی ایجاد تپه‌های کوچک خاکی می‌تواند زهکشی و هوادهی خاک را بهبود بخشد که برای برخی محصولات مفید است.

      His grave is marked with a little mound.

      پشته‌ی کوچکی قبر او را مشخص می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We saw a small mound of dirt where the dog had been digging in the garden.

      یک تل کوچک خاک دیدیم که سگ در باغ کنده بود.

      noun countable B2

      توده، کپه، انبوه، کوه (از چیزی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      Archaeological excavations have unearthed a significant mound of ancient pottery shards, providing valuable insights into early civilizations.

      کاوش‌های باستان‌شناسی توده‌ی قابل توجهی از تکه‌های سفال باستانی را از خاک بیرون آورده‌اند که بینش‌های ارزشمندی را در مورد تمدن‌های اولیه ارائه می‌دهند.

      I accidentally knocked over the sugar bowl, leaving a white mound on the kitchen counter.

      من به طور تصادفی کاسه شکر را بزعکس کردم و کوه سفیدی روی پیشخوان آشپزخانه باقی ماند.

      noun countable B2

      انگلیسی آمریکایی ورزش (بیسبال) پشته‌ی پرتاب

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      Analysis of baseball statistics often includes data on the effectiveness of pitches thrown from the mound under various conditions.

      تجزیه‌وتحلیل آمار بیسبال اغلب شامل داده‌هایی درباره‌ی کارایی پرتاب‌های انجام‌شده از روی پشته‌ی پرتاب در شرایط مختلف است.

      The coach walked out to the mound to have a quick chat with the struggling pitcher.

      مربی به‌سمت پشته‌ی پرتاب رفت تا صحبت کوتاهی با پرتاب‌کننده‌ی درحال تقلا داشته باشد.

      noun countable uncountable

      قدیمی پرچین، حصار

      Environmental conservation efforts often involve the careful construction of protective mounds to prevent soil erosion in vulnerable coastal regions.

      تلاش‌های حفاظت از محیط‌زیست اغلب شامل ساخت دقیق حصارهای محافظ برای جلوگیری از فرسایش خاک در مناطق ساحلی آسیب‌پذیر است.

      They decided to plant a row of dense shrubs to create a natural mound around the garden, offering both privacy and a windbreak.

      آن‌ها تصمیم گرفتند یک ردیف درختچه‌ی متراکم بکارند تا یک پرچین طبیعی در اطراف باغ ایجاد کنند که هم حریم خصوصی و هم بادشکن فراهم کند.

      verb - transitive

      ‫به‌شکل تپه درآوردن‬، خاک‌ریز ساختن

      Archaeological excavations revealed that the ancient civilization would mound earth to create defensive barriers around their settlements.

      کاوش‌های باستان‌شناسی نشان داد که تمدن باستان برای ایجاد موانع دفاعی اطراف سکونتگاه‌های خود، خاک را به‌شکل تپه در می‌آوردند.

      After digging the trench, we used the excavated dirt to mound up a small border around the garden.

      بعداز کندن گودال، از خاک حفاری‌شده استفاده کردیم تا یک مرز کوچک اطراف باغ را به‌شکل تپه درآوریم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mound

      1. noun heap, hill
        Synonyms:
        pile mass stack hillock knoll rise anthill bank dune drift embankment molehill mountain shock tumulus
        Antonyms:
        valley ditch depression
      1. noun a group of things gathered haphazardly
        Synonyms:
        heap pile hill knoll bank hillock mass cumulus hummock stack cairn agglomeration drift tumulus barrow bulwark butt dune elevation mess embankment mountain shock hump tumble mogul agglomerate motte tuffet cumulation hammock
        Antonyms:
        depression ditch valley
      1. noun structure consisting of an artificial heap or bank usually of earth or stones
        Synonyms:
        hill pitcher's mound
      1. noun the position on a baseball team of the player who throws the ball for a batter to try to hit
        Synonyms:
        pitcher
      1. noun a group of things collected in a mass or heap:
        Synonyms:
        heap
      1. verb to put into a disordered pile
        Synonyms:
        bank drift heap hill lump pile stack

      ارجاع به لغت mound

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mound» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mound

      لغات نزدیک mound

      • - moulin
      • - moult
      • - mound
      • - mount
      • - mount kosciusko
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      lettered light-footed limeade javelle water alti- amalgamation attach importance to ballet dancer biafra boogie-woogie boro- bukhara cabaletta capitalization catch one's breath نهال نیمه‌رسمی سرپنجه مشتری فنگ جنسیت‌گرایانه نجات ور فداکار قامت گره نشخوار دلیرانه حتمی جاودانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.