Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ خرداد ۱۴۰۴

      Mountain

      ˈmaʊntn ˈmaʊntɪn

      شکل جمع:

      mountains

      معنی mountain | جمله با mountain

      noun countable A2

      کوه، کوهستان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      Snow covers the mountain tops in winter.

      در زمستان، قله‌های کوه با برف پوشیده می‌شوند.

      They went hiking in the mountains.

      آن‌ها برای پیاده‌روی به کوهستان رفتند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a Chain of mountains (a mountain chain)

      سلسله جبال، کوه زنجیر

      Zagros Mountains

      کوه‌های زاگرس

      a mountain village

      دهکده‌ی کوهستانی

      a mountain goat

      بز کوهی

      a mountain stream

      جویبار کوهستانی

      He is a mountain of a man.

      او مرد کوه‌پیکری است.

      noun countable C2

      کوه (مقدار زیادی از چیزی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The store contained a mountain of ammunitions.

      انبار حاوی کوهی از مهمات بود.

      His father has a mountain of money.

      پدرش به اندازه‌ی یک کوه پول دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I have a mountain of work to do.

      یک دنیا کار دارم.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی مواد غذایی احتکارشده، مواد غذایی انبارشده، مواد غذایی ذخیره‌شده (برای جلوگیری از سقوط قیمت آن)

      The butter mountain has become a symbol of food waste in the system.

      کره‌ی احتکارشده به نمادی از اتلاف غذا در این سیستم تبدیل شده است.

      These mountains of food are kept in storage to avoid market collapse.

      این مواد غذایی ذخیره‌شده در انبار نگهداری می‌شوند تا از سقوط بازار جلوگیری شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mountain

      1. noun very large hill
        Synonyms:
        heap pile mound mass stack mount hill elevation height ridge range peak dome alp bank bluff cliff precipice pyramid volcano mesa butte tor crag hump drift glob abundance ton shock pike eminence palisade sierra
        Antonyms:
        valley crevasse

      Collocations

      rocky mountains

      کوه‌های راکی (رشته‌کوهی در غرب آمریکای شمالی که از شمال آلاسکا در جنوب شرقی تا نیومکزیکو امتداد دارد)

      snow-covered mountains

      کوه‌های پوشیده از برف

      mountain climber

      کوه نورد، کوه پیما

      high mountain

      کوه بلند

      سوال‌های رایج mountain

      شکل جمع mountain چی میشه؟

      شکل جمع mountain در زبان انگلیسی mountains است.

      ارجاع به لغت mountain

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mountain» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/mountain

      لغات نزدیک mountain

      • - mount of the holy cross
      • - mount vernon
      • - mountain
      • - mountain ash
      • - mountain avens
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.