Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ اسفند ۱۴۰۲

      Pike

      paɪk paɪk

      گذشته‌ی ساده:

      piked

      وجه وصفی حال:

      piking

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از luce به‌ جای pike استفاده کرد.

      معنی pike | جمله با pike

      noun plural countable

      جانورشناسی اردک‌ماهی، ماهی ماسکی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The pike swam gracefully in the clear blue lake.

      اردک‌ماهی به‌زیبایی در دریاچه‌ی آبی شفاف شنا می‌کرد.

      We caught a massive pike while fishing on the river.

      هنگام ماهیگیری در رودخانه، یک اردک‌ماهی بزرگ صید کردیم.

      noun countable informal

      انگلیسی آمریکایی عوارضی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      I paid the fare at the pike and continued on my journey.

      کرایه‌ی عوارضی را پرداخت کردم و به سفرم ادامه دادم.

      We stopped for a restroom break at a rest area along the pike.

      برای استراحت در استراحتگاهی در کنار عوارضی توقف کردیم.

      noun countable

      قدیمی نیزه، نیزک، درازنیزه (ابزار جنگی)

      The infantry relied on their pikes to keep the cavalry at bay.

      پیاده‌نظام برای دور نگه داشتن سواره‌نظام، از نیزه‌اش استفاده می‌کرد.

      The soldier charged forward, brandishing a pike at the enemy.

      سرباز به جلو حرکت کرد و نیزه‌ای را به‌سمت دشمن تکان داد.

      noun countable uncountable

      ورزش شنا پایک

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      The gymnast executed a flawless pike during her routine, earning high scores from the judges.

      ژیمناستیک‌کار در طول تمرینش، شنا پایک درستی را اجرا کرد و امتیازات بالایی از داوران به دست آورد.

      The diver gracefully dove into the water, perfectly maintaining a pike throughout the entire dive.

      غواص به‌زیبایی در آب فرو رفت، و در تمام طول غواصی یک شنا پایک را حفظ کرد.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی زمین‌شناسی قله‌ی نوک تیز

      From afar, the pike seemed to pierce through the clouds.

      از دور به نظر می‌رسید که قله‌ی نوک‌تیز در میان ابرها نفوذ کرده است.

      The hiker stood atop the pike, gazing at the breathtaking view.

      کوه‌نورد بالای قله‌ی نوک‌تیز ایستاد و به منظره‌ی دیدنی خیره شد.

      noun countable

      عصای کوهنوردی، عصای پیاده‌روی، عصای مسافرتی

      He gripped the pike tightly as he traversed the mountain path.

      هنگام عبور از مسیر کوهستانی، عصای کوهنوردی را محکم گرفت.

      The experienced climber used a pike to secure himself during steep ascents.

      این کوهنورد باتجربه برای حفظ امنیت خود در هنگام صعودهای شیب‌دار، از یک عصای کوهنوردی استفاده کرد.

      verb - transitive

      (با چیزی نوک‌تیز) سوراخ کردن، کشتن، زخمی کردن

      The hunter skillfully piked a wild boar with his sharpened weapon.

      شکارچی به‌طرز ماهرانه‌ای با سلاح تیز خود یک گراز وحشی را کشت.

      Be careful not to pike yourself with that needle; it's very sharp!

      مراقب باشید که با آن سوزن خود را زخمی نکنید؛ خیلی تیز است!

      verb - intransitive

      ترک کردن، عزیمت کردن، به‌سرعت رفتن، رحلت کردن

      I pike out of the party when it got too loud.

      وقتی صدا خیلی بلند شد، مهمانی را ترک می‌کنم.

      She didn't give any explanation; she simply piked from her job.

      او هیچ توضیحی نداد؛ و به‌راحتی کارش را ترک کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pike

      1. noun a broad highway designed for high-speed traffic
        Synonyms:
        road highway roadway freeway expressway motorway turnpike parkway thruway superhighway state highway drive throughway point lance tollgate

      Idioms

      come down the pike

      روی دادن، ظاهر شدن

      سوال‌های رایج pike

      گذشته‌ی ساده pike چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pike در زبان انگلیسی piked است.

      وجه وصفی حال pike چی میشه؟

      وجه وصفی حال pike در زبان انگلیسی piking است.

      ارجاع به لغت pike

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pike» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pike

      لغات نزدیک pike

      • - pigweed
      • - pika
      • - pike
      • - pikeman
      • - pikeperch
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.