همچنین میتوان از expressway و throughway بهجای thruway استفاده کرد.
تندراه، بزرگراه، آزادراه (راه بدون چراغقرمز یا ایست)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
There is a rest stop on the thruway every fifty miles.
هر پنجاه مایل یک ایستگاه استراحت در آزادراه وجود دارد.
She merged onto the thruway at the last minute.
او در آخرین لحظه وارد تندراه شد.
Driving on the thruway at night can be dangerous.
رانندگی در بزرگراه در شب میتواند خطرناک باشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «thruway» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/thruway