آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ آذر ۱۴۰۳

      Hill

      hɪl hɪl

      شکل جمع:

      hills

      معنی hill | جمله با hill

      noun verb - transitive countable A2

      تپه، پشته، تل، توده، توده کردن، انباشتن

      hill, تپه، پشته، تل، توده، توده کردن، انباشتن
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      A hill is smaller than a mountain.

      تپه از کوه کوچکتر است.

      the seven hills of Rome

      هفت‌تپه‌ی روم

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an anthill

      پشته‌ی دور سوراخ مورچه

      a hill of potatoes

      کپه‌ی سیب‌زمینی

      a hill of beans

      (توده‌ی خاک که روی آن لوبیا کاشته‌اند) پشته‌ی لوبیا

      trucks laboring up a long hill

      کامیون‌هایی که به‌سختی از سربالایی طولانی بالا می‌رفتند

      Gabrabad is located in the hills.

      گبرآباد میان تپه و ماهور واقع شده است.

      the hills and hollows of the cobblestone pavement

      پستی‌وبلندی‌های سنگ‌فرش

      to hill up soil around roses

      دور بوته‌های رز خاک ریختن

      hilled potatoes

      سیب‌زمینی خاکپوش‌شده

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hill

      1. noun uprising of earth’s surface; pile
        Synonyms:
        rise heap mound elevation ascent slope hillock height incline ridge climb drift range summit prominence highland knoll mount uprising of earth’s surface inclination protuberance rising ground dune stack headland cliff bluff hummock hilltop precipice promontory acclivity butte mesa talus fell gradient tor esker shock upland
        Antonyms:
        ditch gulley canyon

      Collocations

      the hill

      (امریکا) 1- محل کنگره‌ی امریکا (در واشنگتن) 2- قوه‌ی مقننه‌ی امریکا، کنگره

      Idioms

      as old as the hills

      کهنسال، خیلی پیر، بسیار قدیمی

      over the hill

      (عامیانه) 1- روبه‌زوال 2- (ارتش) غیبت بدون اجازه، غیرمجاز

      up hill and down dale

      همه‌جا، اینجا و آنجا، تا کوه قاف

      سوال‌های رایج hill

      معنی hill به فارسی چی میشه؟

      کلمه "hill" در زبان انگلیسی به معنای "تپه" است و به طور کلی به ارتفاعات کوچکی از زمین اطلاق می‌شود که معمولاً از سطح زمین بالاتر هستند، اما به اندازه کوه‌ها بلند نیستند. تپه‌ها معمولاً به صورت طبیعی تشکیل می‌شوند و می‌توانند به دلایل مختلفی از جمله فرسایش، فعالیت‌های زمین‌شناسی یا تجمع مواد طبیعی شکل بگیرند.

      معانی و کاربردها

      1. معنی اصلی: "hill" به معنای تپه است. تپه‌ها می‌توانند در اندازه‌های مختلف باشند و ممکن است دارای شیب‌های ملایم یا تند باشند.

      2. استفاده در توپوگرافی: در نقشه‌برداری و توپوگرافی، تپه‌ها به عنوان عناصری از زمین‌شناسی شناخته می‌شوند که می‌توانند تأثیر زیادی بر جریان آب، الگوهای آب و هوایی و زیستگاه‌های محلی داشته باشند.

      3. معانی مجازی: در زبان انگلیسی، "hill" همچنین می‌تواند به صورت مجازی به کار رود، به عنوان مثال، در عبارت "a hill to climb" که به معنای چالشی بزرگ یا موانع پیش رو است.

      نکات جالب

      - تپه‌های مصنوعی: در برخی مناطق، تپه‌ها به صورت مصنوعی ایجاد می‌شوند. به عنوان مثال، در معادن برای انباشت زباله‌های معدنی یا در پروژه‌های ساختمانی به منظور بهبود منظر طبیعی.

      - تپه‌های تاریخی: برخی از تپه‌ها دارای ارزش تاریخی یا فرهنگی هستند. به عنوان مثال، تپه‌های باستانی که در آنها آثار باستانی یافت می‌شود، مانند تپه‌های کاروانسراها یا مقبره‌ها.

      - تأثیر بر اکوسیستم: تپه‌ها می‌توانند به عنوان زیستگاه‌های طبیعی برای گیاهان و جانوران عمل کنند و تنوع زیستی را افزایش دهند. شیب تپه‌ها می‌تواند به ایجاد مناطق مختلف آب و هوایی و زیستگاهی کمک کند.

      - سرگرمی و تفریح: تپه‌ها معمولاً به عنوان مکان‌هایی برای فعالیت‌های تفریحی مانند پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و کوه‌نوردی مورد استفاده قرار می‌گیرند. این فعالیت‌ها می‌توانند به سلامتی روانی و جسمی افراد کمک کنند.

      - تپه‌های مشهور: در دنیا تپه‌های مشهوری وجود دارند که به عنوان جاذبه‌های گردشگری شناخته می‌شوند. به عنوان مثال، تپه‌های "هیل کنت" در انگلستان یا "تپه‌های هیلاری" در ایالت کالیفرنیا.

      شکل جمع hill چی میشه؟

      شکل جمع hill در زبان انگلیسی hills است.

      ارجاع به لغت hill

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hill» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hill

      لغات نزدیک hill

      • - hildegarde
      • - hilding
      • - hill
      • - hill myna
      • - hill of beans
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.