شکل جمع:
heightsبلندی، ارتفاع، قد
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
Urban planners often consider the average building height in a district when drafting new zoning regulations to maintain aesthetic consistency and prevent overshadowing.
برنامهریزان شهری اغلب میانگین بلندی ساختمانها در یک منطقه را هنگام تدوین مقررات جدید منطقهبندی برای حفظ یکنواختی زیباییشناختی و جلوگیری از سایهاندازی در نظر میگیرند.
What is the height of Mount Damavand?
ارتفاع کوه دماوند چقدر است؟
State your weight and height.
وزن و قد خود را ذکر کنید.
the height reached by the rocket
ارتفاعی که موشک به آن رسید
three meters in height
به بلندی سه متر
a man who is six feet in height
مردی که قد او شش پا است
the heights around the city
بلندیهای اطراف شهر
اوج، نهایت، منتها
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The economic boom represented the height of prosperity for the nation, marked by unprecedented growth in various sectors.
رونق اقتصادی اوج شکوفایی کشور را نشان میداد که با رشد بیسابقه در بخشهای مختلف همراه بود.
The height of stupidity!
منتهای حماقت!
at the very height of the storm
درست در بحبوحهی توفان (اوج توفان)
the height of passion
اوج شهوت
at the height of fame
(مجازی) در اوج شهرت
(heights) اوج (سطوح بسیار خوب یا موفق)
After years of dedication, her career has reached new heights.
پساز سالها فداکاری، حرفهی او به اوج جدیدی رسیده است.
The recent technological advancements have propelled the field of sustainable energy to unprecedented heights, promising significant global impact.
پیشرفتهای تکنولوژیکی اخیر، حوزهی انرژی پایدار را به اوج بیسابقهای رسانده است و تأثیر جهانی قابل توجهی را نوید میدهد.
To achieve such artistic heights, an individual typically requires not only innate talent but also extensive training and consistent practice.
برای دستیابی به چنین اوج هنری، یک فرد معمولاً نهتنها به استعداد ذاتی بلکه به آموزش گسترده و تمرین مداوم نیز نیاز دارد.
بالا، بالاترین حد، بالاترین نقطه
Researchers are striving to push the understanding of quantum physics to theoretical heights previously thought unattainable.
محققان در تلاشند تا درک فیزیک کوانتومی را به بالاترین نقطهی نظری که قبلاً دستنیافتنی تلقی میشد، برسانند.
In that century, Egyptian civilization reached its height.
در آن سده تمدن مصر به بالاترین حد خود رسید.
We finally reached the height of the mountain.
بالأخره به بالاترین نقطهی کوه رسیدیم.
He fell down from the height of the tower.
او از بالای برج پایین افتاد.
قدیمی جایگاه اجتماعی بالا
Despite his humble beginnings, he achieved great height through hard work and dedication.
باوجود شروعی فروتنانه، او با سختکوشی و فداکاری به جایگاه اجتماعی بالایی دست یافت.
The novel explores themes of social mobility and the challenges faced by individuals striving to attain a higher societal height.
این رمان به مضامین تحرک اجتماعی و چالشهای پیش روی افراد در تلاش برای دستیابی به جایگاه اجتماعی بالاتر میپردازد.
ریاضی ارتفاع از سطح، بلندی از سطح
When constructing a new bridge, engineers must account for the optimal height to allow for safe navigation of vessels beneath.
هنگام ساخت یک پل جدید، مهندسان باید بهترین ارتفاع را برای امکان ناوبری ایمن کشتیها در زیر آن در نظر بگیرند.
Make sure the lights are positioned at the correct height.
مطمئن شوید که چراغها در ارتفاع مناسب قرار گرفتهاند.
The basketball hoop is at standard height.
حلقهی بسکتبال در ارتفاع استاندارد قرار دارد.
بالا رفتن، اوج گرفتن، ارتفاع به دست آوردن، فرازیدن
پایین رفتن، ارتفاع از دست دادن، زیر رفتن
1- (نجوم) فرازای ستاره و غیره را اندازه گرفتن، فرازا سنجی کردن 2- بلندی چیزی را سنجیدن، بلندا سنجی کردن، ارتفاعسنجی کردن
در اوج دوران کاری خود
قد متوسط، بلندی متوسط، درازای متوسط، ارتفاع متوسط
شکل جمع height در زبان انگلیسی heights است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «height» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/height