آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

      Height

      haɪt haɪt

      شکل جمع:

      heights

      معنی height | جمله با height

      noun countable uncountable B1

      بلندی، ارتفاع، قد

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      Urban planners often consider the average building height in a district when drafting new zoning regulations to maintain aesthetic consistency and prevent overshadowing.

      برنامه‌ریزان شهری اغلب میانگین بلندی ساختمان‌ها در یک منطقه را هنگام تدوین مقررات جدید منطقه‌بندی برای حفظ یکنواختی زیبایی‌شناختی و جلوگیری از سایه‌اندازی در نظر می‌گیرند.

      What is the height of Mount Damavand?

      ارتفاع کوه دماوند چقدر است؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      State your weight and height.

      وزن و قد خود را ذکر کنید.

      the height reached by the rocket

      ارتفاعی که موشک به آن رسید

      three meters in height

      به بلندی سه متر

      a man who is six feet in height

      مردی که قد او شش پا است

      the heights around the city

      بلندی‌های اطراف شهر

      noun uncountable B1

      اوج، نهایت، منتها

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The economic boom represented the height of prosperity for the nation, marked by unprecedented growth in various sectors.

      رونق اقتصادی اوج شکوفایی کشور را نشان می‌داد که با رشد بی‌سابقه در بخش‌های مختلف همراه بود.

      The height of stupidity!

      منتهای حماقت!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      at the very height of the storm

      درست در بحبوحه‌ی توفان (اوج توفان)

      the height of passion

      اوج شهوت

      at the height of fame

      (مجازی) در اوج شهرت

      noun plural B1

      (heights) ‫اوج‬ (‫سطوح بسیار خوب یا موفق‬)

      After years of dedication, her career has reached new heights.

      پس‌از سال‌ها فداکاری، حرفه‌ی او به اوج‌ جدیدی رسیده است.

      The recent technological advancements have propelled the field of sustainable energy to unprecedented heights, promising significant global impact.

      پیشرفت‌های تکنولوژیکی اخیر، حوزه‌ی انرژی پایدار را به اوج‌ بی‌سابقه‌ای رسانده است و تأثیر جهانی قابل توجهی را نوید می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      To achieve such artistic heights, an individual typically requires not only innate talent but also extensive training and consistent practice.

      برای دستیابی به چنین اوج‌ هنری، یک فرد معمولاً نه‌تنها به استعداد ذاتی بلکه به آموزش گسترده و تمرین مداوم نیز نیاز دارد.

      noun countable uncountable

      بالا، بالاترین حد، بالاترین نقطه

      Researchers are striving to push the understanding of quantum physics to theoretical heights previously thought unattainable.

      محققان در تلاشند تا درک فیزیک کوانتومی را به بالاترین نقطه‌ی نظری که قبلاً دست‌نیافتنی تلقی می‌شد، برسانند.

      In that century, Egyptian civilization reached its height.

      در آن سده تمدن مصر به بالاترین حد خود رسید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We finally reached the height of the mountain.

      بالأخره به بالاترین نقطه‌ی کوه رسیدیم.

      He fell down from the height of the tower.

      او از بالای برج پایین افتاد.

      noun countable uncountable

      قدیمی ‫جایگاه اجتماعی بالا‬

      Despite his humble beginnings, he achieved great height through hard work and dedication.

      باوجود شروعی فروتنانه، او با سخت‌کوشی و فداکاری به جایگاه اجتماعی بالایی دست یافت.

      The novel explores themes of social mobility and the challenges faced by individuals striving to attain a higher societal height.

      این رمان به مضامین تحرک اجتماعی و چالش‌های پیش روی افراد در تلاش برای دستیابی به جایگاه اجتماعی بالاتر می‌پردازد.

      noun countable uncountable B1

      ریاضی ارتفاع از سطح، بلندی از سطح

      When constructing a new bridge, engineers must account for the optimal height to allow for safe navigation of vessels beneath.

      هنگام ساخت یک پل جدید، مهندسان باید بهترین ارتفاع را برای امکان ناوبری ایمن کشتی‌ها در زیر آن در نظر بگیرند.

      Make sure the lights are positioned at the correct height.

      مطمئن شوید که چراغ‌ها در ارتفاع مناسب قرار گرفته‌اند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The basketball hoop is at standard height.

      حلقه‌ی بسکتبال در ارتفاع استاندارد قرار دارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد height

      1. noun altitude, top part
        Synonyms:
        top elevation rise mountain hill peak summit crest apex pinnacle zenith acme apogee vertex crown brow ceiling cusp tip pitch extent highness loftiness prominence stature tallness tiptop solstice
        Antonyms:
        bottom depth lowness
      1. noun climax; importance
        Synonyms:
        end top limit utmost degree high point climax extremity culmination maximum importance prominence acme crisis crowning point loftiness grandeur dignity eminence heyday ultimate sublimity uttermost ne plus ultra
        Antonyms:
        unimportance bottom nadir

      Collocations

      gain height

      بالا رفتن، اوج گرفتن، ارتفاع به دست آوردن، فرازیدن

      lose height

      پایین رفتن، ارتفاع از دست دادن، زیر رفتن

      take the height of

      1- (نجوم) فرازای ستاره و غیره را اندازه گرفتن، فرازا سنجی کردن 2- بلندی چیزی را سنجیدن، بلندا سنجی کردن، ارتفاع‌سنجی‌ کردن

      at the height of your career

      در اوج دوران کاری خود

      medium height

      قد متوسط، بلندی متوسط، درازای متوسط، ارتفاع متوسط

      لغات هم‌خانواده height

      noun
      height, heights
      adjective
      heightened
      verb - transitive
      heighten

      سوال‌های رایج height

      شکل جمع height چی میشه؟

      شکل جمع height در زبان انگلیسی heights است.

      ارجاع به لغت height

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «height» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/height

      لغات نزدیک height

      • - heigh
      • - heigh-ho
      • - height
      • - height of land
      • - height to paper
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.