آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ شهریور ۱۴۰۴

    Stature

    ˈstætʃər ˈstætʃə

    معنی stature | جمله با stature

    noun

    قد، قامت، رفعت، مقام، قدر و قیمت، ارتفاع طبیعی بدن حیوان

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    in stature he was like a straight cedar

    به بالا چو سرو سهی بود او

    a man of tall stature

    مرد بالا بلند (قد بلند)

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a poet of great stature

    شاعری بسیار ارجمند

    Her honesty increased her political stature.

    صداقت او ارج سیاسی او را افزایش داد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stature

    1. noun importance
      Synonyms:
      value worth standing status consequence merit quality eminence prestige prominence rank position dignity caliber ability capacity competence qualification size growth development state station virtue cachet elevation tallness
      Antonyms:
      unimportance insignificance

    سوال‌های رایج stature

    معنی stature به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «stature» در زبان فارسی به «قد و قامت»، «رفعت» یا «قدر و قیمت» ترجمه می‌شود.

    این واژه معمولاً برای توصیف بلندی و قامت یک فرد به کار می‌رود، اما می‌تواند معنای استعاری و نمادین هم داشته باشد و به اهمیت، شهرت یا جایگاه اجتماعی و حرفه‌ای یک شخص اشاره کند. به عبارت دیگر، stature هم می‌تواند ویژگی فیزیکی و هم ویژگی شخصیتی و اجتماعی را نشان دهد.

    در معنای فیزیکی، stature به قد و قامت واقعی یک فرد اشاره دارد. این ویژگی معمولاً بر اساس اندازه‌ی بدن، نسبت اندام‌ها و حالت ایستادن سنجیده می‌شود. قد و قامت انسان از دیدگاه پزشکی و سلامت نیز اهمیت دارد، زیرا می‌تواند نشانه‌ای از رشد مناسب، وضعیت تغذیه و ژنتیک باشد. در بسیاری از ورزش‌ها، ارتقای stature یا داشتن قامت مناسب به موفقیت و عملکرد بهتر کمک می‌کند، چرا که طول بدن و نسبت اندام‌ها تأثیر مستقیمی بر توانایی جسمانی دارد.

    در معنای استعاری، stature به جایگاه، اهمیت و نفوذ فرد در جامعه یا حرفه اشاره دارد. برای مثال، وقتی گفته می‌شود She has great stature in her field، منظور این است که او دارای اعتبار، احترام و موقعیت برجسته‌ای در حوزه‌ی کاری خود است. این کاربرد استعاری نشان می‌دهد که stature تنها محدود به ویژگی‌های فیزیکی نیست، بلکه نمادی از قدرت، احترام و شهرت نیز به شمار می‌رود.

    از منظر فرهنگی و ادبی، واژه‌ی stature اغلب برای توصیف شخصیت‌های برجسته یا الگوهای اجتماعی به کار می‌رود. نویسندگان و سخنرانان از این واژه برای تأکید بر شایستگی، وقار و جایگاه افراد استفاده می‌کنند. به همین دلیل، stature می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از ترکیب ویژگی‌های جسمی، روانی و اجتماعی دیده شود، جایی که قامت فیزیکی و شخصیت در هم تنیده شده‌اند.

    واژه‌ی stature یادآور این نکته است که اندازه و قامت انسان، چه در بعد فیزیکی و چه در بعد اجتماعی، می‌تواند تأثیر زیادی بر تعاملات و برداشت دیگران از او داشته باشد. انسان‌هایی که دارای stature برجسته‌اند، اغلب توجه و احترام بیشتری جلب می‌کنند و در بسیاری از زمینه‌ها موقعیت برتر دارند. این واژه در عین حال پل ارتباطی میان ویژگی‌های جسمی و معنوی انسان است و نشان می‌دهد که قامت و شخصیت هر دو نقش مهمی در جایگاه فرد ایفا می‌کنند.

    ارجاع به لغت stature

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «stature» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/stature

    لغات نزدیک stature

    • - statuesque
    • - statuette
    • - stature
    • - status
    • - status map
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.