آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Value

      ˈvæljuː ˈvæljuː

      گذشته‌ی ساده:

      valued

      شکل سوم:

      valued

      سوم‌شخص مفرد:

      values

      وجه وصفی حال:

      valuing

      شکل جمع:

      values

      معنی value | جمله با value

      noun countable uncountable B1

      ارزش، قدر، ارج، ارزندگی، مرغوبیت، ارزمندی، بهاوری، شایگانی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      the value of a U.S. dollar

      ارزش یک دلار امریکا

      The value of this Tabriz carpet will increase every year.

      ارزش این فرش تبریز هر سال بیشتر خواهد شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His friendship has a lot of value.

      دوستی او بسیار ارزش دارد.

      It has no value at all.

      اصلاً ارزشی ندارد.

      We always get value for money in that shop.

      در آن مغازه همیشه (با پولمان) کالای مرغوب گیر می‌آوریم.

      Many values have cultural roots.

      بسیاری از ارزش‌ها ریشه‌ی فرهنگی دارند.

      numerical value

      مقدار عددی

      moral values

      ارزش‌های اخلاقی

      Human values are also subject to change.

      ارزش‌های انسانی هم دستخوش دگرگونی می‌شود.

      The police seized cocaine valued at »10 million.

      پلیس (مقداری) کوکائین به ارزش ده میلیون پوند را توقیف کرد.

      to value one's good health

      قدر سلامتی خود را دانستن

      a valued friend

      یک دوست ارزشمند

      value the days of your youth!

      قدر ایام جوانی را بدان!

      I value the sacrifices of the past generations.

      برای فداکاری‌های ‌نسل‌های گذشته ارزش قائلم.

      a society that values education

      جامعه‌ای که برای آموزش‌و‌پرورش ارزش قائل است

      His opinion is of no value.

      عقیده‌ی او ارزشی ندارد.

      Aslan puts a high value on his appearance.

      اصلان به قیافه و ظاهر خود اهمیت زیادی می‌دهد.

      noun countable uncountable

      بها، قیمت، مقدار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      We offer the buyer good value at the right price.

      ما به خریدار مرغوبیت و قیمت مناسب عرضه می‌کنیم.

      noun countable

      (ریاضی) قدر، کمیت، چندی

      absolute value

      قدر مطلق

      verb - transitive

      قیمت کردن

      verb - transitive

      قدردانی کردن، گرامی داشتن

      verb - transitive

      ارزشیابی کردن، ارزش چیزی را معین کردن، برآورد کردن

      The bank will value your property.

      بانک ملک شما را ارزشیابی خواهد کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد value

      1. noun financial worth
        Synonyms:
        price cost expense charge amount rate profit market price monetary worth assessment appraisal equivalent
      1. noun advantage, worth
        Synonyms:
        benefit use utility importance significance profit merit power force quality worth help meaning sense purpose consequence consideration regard estimation valuation interpretation implication content substance state condition grade eminence superiority excellence repute distinction mark drift denotation connotation bearing caliber import account usefulness serviceableness marketability desirability stature finish
        Antonyms:
        disadvantage detriment

      Collocations

      of no value

      بی‌ارزش

      of value

      دارای ارزش، ارزشمند

      Idioms

      put a value on something

      (چیزی) قیمت گذاشتن، بها را تعیین کردن، قیمت‌گذاری کردن، ارزش را مشخص کردن، قیمت را تعیین کردن

      لغات هم‌خانواده value

      noun
      valuables, value, values, valuation, valuer, overvaluation, devaluation
      adjective
      valuable, invaluable, overvalued, valueless, valued
      verb - transitive
      value, devalue, overvalue

      سوال‌های رایج value

      گذشته‌ی ساده value چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده value در زبان انگلیسی valued است.

      شکل سوم value چی میشه؟

      شکل سوم value در زبان انگلیسی valued است.

      شکل جمع value چی میشه؟

      شکل جمع value در زبان انگلیسی values است.

      وجه وصفی حال value چی میشه؟

      وجه وصفی حال value در زبان انگلیسی valuing است.

      سوم‌شخص مفرد value چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد value در زبان انگلیسی values است.

      ارجاع به لغت value

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «value» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/value

      لغات نزدیک value

      • - valuation
      • - valuator
      • - value
      • - value for money
      • - value judgment
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.