Valuation

ˌvæljuˈeɪʃn ˌvæljuˈeɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    valuations

معنی‌ها و نمونه‌جمله

  • noun
    ارزیابی، تقویم، ارزش‌گذاری، بها
  • noun
    ارزیابی، بها
    • - property valuation for the purpose of taxation
    • - ارزشیابی ملک به منظور تعیین مالیات
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد valuation

  1. noun The act or result of judging the worth or value of something or someone
    Synonyms: evaluation, appraisal, appraisement, assessment, estimate, estimation, judgment, rating
  2. noun A measure of those qualities that determine merit, desirability, usefulness, or importance
    Synonyms: value, cost, account, appraisal, judgment, worth

لغات هم‌خانواده valuation

ارجاع به لغت valuation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «valuation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/valuation

لغات نزدیک valuation

پیشنهاد بهبود معانی