Values

ˈvæljuz ˈvæljuz
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    valued
  • شکل سوم:

    valued
  • وجه وصفی حال:

    valuing

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun plural B2
    ارزش‌ها، اصول
    • - a return to traditional values
    • - بازگشت به ارزش‌های سنتی
    • - Our common values are beginning to unite us.
    • - به دلیل داشتن اصول مشترک در حال متحد شدن هستیم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد values

  1. noun principles
    Synonyms: attitude, beliefs, character, code, conduct, conscience, ethics, ideals, integrity, morals, mores, scruples, sense of duty, sense of honor, standards

لغات هم‌خانواده values

ارجاع به لغت values

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «values» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/values

لغات نزدیک values

پیشنهاد بهبود معانی