آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ مهر ۱۴۰۵

      Ethics

      ˈeθɪks ˈeθɪks

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از moral philosophy به‌ جای ethics استفاده کرد.

      معنی ethics | جمله با ethics

      noun phrase uncountable C2

      (فلسفه) کردارشناسی، به‌خوی‌شناسی، به‌کردار‌شناسی، علم‌الاخلاق

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Ethics is one of the main three parts of philosophy.

      کردارشناسی یکی از سه بخش عمده‌ی فلسفه است.

      Many contemporary philosophical discussions explore the foundational principles of ethics that govern human behavior and societal structures.

      بسیاری از مباحث فلسفی معاصر، اصول بنیادی به‌کردار‌شناسی را که بر رفتار انسانی و ساختارهای اجتماعی حاکم هستند، بررسی می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the ethics of slavery

      کردارشناسی برده‌داری

      noun plural C1

      کردارگان، خویگان، به‌خویگان، به‌کردارگان، اخلاقیات (سیستم اخلاقی و رفتاری شخص، مذهب، حرفه و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The burgeoning field of artificial intelligence necessitates a thorough examination of the ethics governing its development and application.

      حوزه‌ی نوظهور هوش مصنوعی مستلزم بررسی دقیق اخلاقیات حاکم بر توسعه و کاربرد آن است.

      The company's ethics were questioned after the scandal.

      کردارگان شرکت پس‌از رسوایی زیر سؤال رفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the code of ethics of our profession

      نظام‌نامه‌ی اخلاقیات (کردارگان) حرفه‌ی ما

      Puritan ethics

      کردارگان (اخلاقیات) پیوریتان

      noun plural

      نوشته‌ای در زمینه‌ی کردارشناسی (رساله، مقاله و غیره)

      His latest book is a comprehensive ethics exploring the philosophical foundations of human rights.

      آخرین کتاب او یک رساله‌ی جامع در زمینه‌ی کردارشناسی است که به بررسی مبانی فلسفی حقوق بشر می‌پردازد.

      The extensive ethics published last year critically examined the ethical dilemmas inherent in genetic engineering, prompting significant academic debate.

      رساله‌ی مفصلی که سال گذشته منتشر شد، معضلات اخلاقی ذاتی در مهندسی ژنتیک را به‌طور انتقادی بررسی کرد و بحث‌های آکادمیک قابل توجهی را برانگیخت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ethics

      1. noun moral philosophy, values
        Synonyms:
        morality values conscience principles goodness honesty integrity decency belief standard standards conduct ideal ethos convention moral code nature practice mores imperative right and wrong rules of conduct conventionalities criteria the Golden Rule natural law
        Antonyms:
        immorality corruption
      1. noun morality
        Synonyms:
        decency honesty goodness integrity ethic value standard principles conduct conscience ideal belief practice standards ethos convention moral code nature mores criteria conventionalities honor imperative natural law

      Collocations

      research ethics

      اخلاق پژوهش

      سوال‌های رایج ethics

      معنی ethics به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی ethics در زبان فارسی به «اخلاق» یا «اصول اخلاقی» ترجمه می‌شود.

      اخلاق یا ethics به مجموعه‌ای از اصول و ارزش‌ها اطلاق می‌شود که رفتار انسان‌ها را در مواجهه با دیگران و با محیط اطرافشان هدایت می‌کند. این واژه نشان‌دهنده‌ی آن است که چگونه انسان‌ها باید عمل کنند، چه چیز درست است و چه چیز نادرست، و چگونه تصمیم‌های عادلانه و مسئولانه اتخاذ کنند. ethics تنها محدود به قواعد دینی یا شخصی نیست، بلکه یک چارچوب عقلانی و اجتماعی برای هدایت رفتار انسانی فراهم می‌کند و در زمینه‌های مختلف زندگی، از روابط فردی تا فعالیت‌های حرفه‌ای، کاربرد دارد.

      در سطح فردی، اخلاق نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به شخصیت و رفتار انسان‌ها دارد. فردی که به اصول اخلاقی پایبند باشد، معمولاً مسئولیت‌پذیرتر، صادق‌تر و قابل اعتمادتر است. پایبندی به اخلاق در زندگی روزمره شامل رعایت انصاف، صداقت در روابط، احترام به حقوق دیگران و مسئولیت‌پذیری در تصمیم‌ها می‌شود. این ویژگی‌ها نه تنها به سلامت روابط اجتماعی کمک می‌کنند، بلکه باعث رشد فردی و خودآگاهی بیشتر می‌شوند.

      در سطح حرفه‌ای و اجتماعی، ethics اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در بسیاری از حرفه‌ها مانند پزشکی، حقوق، آموزش، مهندسی و کسب‌وکار، رعایت اصول اخلاقی الزامی است و چارچوب‌هایی به نام «اخلاق حرفه‌ای» برای آن تدوین شده‌اند. این اصول تضمین می‌کنند که فعالیت‌های فردی یا سازمانی، به نفع جامعه و با رعایت حقوق دیگران انجام شود. به عنوان مثال، پزشک باید اخلاق پزشکی را رعایت کند و بیمار را با صداقت و احترام درمان نماید.

      در فلسفه و نظریه‌های اخلاقی، ethics به بررسی سوالات بنیادی درباره‌ی درست و نادرست، خوبی و بدی، وظیفه و مسئولیت می‌پردازد. فلاسفه مختلف، از سقراط و ارسطو گرفته تا کانت و میل، نظریه‌هایی درباره‌ی معیارهای اخلاقی ارائه داده‌اند که به درک ما از عدالت، مسئولیت و زندگی اخلاقی کمک می‌کند. این بعد فلسفی ethics نشان می‌دهد که اخلاق تنها مجموعه‌ای از قواعد ساده نیست، بلکه یک چارچوب اندیشه‌ای پیچیده و متفکرانه است.

      ethics یا اخلاق ستون اصلی روابط انسانی و جامعه است. این واژه نه تنها به رفتار فردی اشاره دارد، بلکه پایه‌ای برای زندگی جمعی، عدالت اجتماعی و اعتماد عمومی فراهم می‌کند. رعایت اصول اخلاقی به انسان‌ها امکان می‌دهد تا در محیطی عادلانه، منصفانه و هماهنگ با ارزش‌های انسانی زندگی کنند و تصمیم‌هایی اتخاذ نمایند که هم به خودشان و هم به دیگران سود برساند.

      ارجاع به لغت ethics

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ethics» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ethics

      لغات نزدیک ethics

      • - ethically
      • - ethicist
      • - ethics
      • - ethiop
      • - ethiope
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ten-second violation three-point line three-point shot three-pointer three-second rule three-second violation dark alter grow in front of CIF rotter conlang war crime pay for something بوکس مشت زنی پیکان فلش پاسور القاپذیر اسیدفنیک جهاندن دمل سورشارژ برودت جوش مورد علاقه امیدواری برنده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.