آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ مهر ۱۴۰۴

      Criteria

      kraɪˈtɪriə kraɪˈtɪəriə

      معنی criteria | جمله با criteria

      noun plural

      معیارها، ضوابط، ملاک‌ها، شاخص‌ها، شروط، مولفه‌ها

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      The evaluation of the project will be based on a set of predetermined criteria.

      ارزیابی این پروژه بر اساس مجموعه‌ای از معیارهای ازپیش‌تعیین‌شده خواهد بود.

      The company's hiring criteria include relevant work experience and strong communication skills.

      شروط استخدام شرکت مشتمل‌ بر تجربه‌ی کاری مرتبط و مهارت‌های ارتباطی قوی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد criteria

      1. noun a basis for comparison; a reference point against which other things can be evaluated
        Synonyms:
        standards rules principles examples bases measures tests patterns benchmarks norms yardsticks scales marks prototypes touchstones proofs paradigms originals precedents archetypes exemplars canons foundations
        Antonyms:
        possibilities probabilities changes conjectures fancies

      سوال‌های رایج criteria

      معنی criteria به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «criteria» در زبان فارسی به «معیارها»، «شاخص‌ها» یا «ضوابط» ترجمه می‌شود.

      این واژه، جمعِ کلمه‌ی criterion است و در زبان انگلیسی برای اشاره به اصول یا استانداردهایی به کار می‌رود که بر اساس آن‌ها چیزی ارزیابی، انتخاب یا قضاوت می‌شود. Criteria مفهومی بنیادین در منطق، علم، فلسفه، مدیریت و آموزش است، زیرا هر تصمیم‌گیری یا داوری آگاهانه، نیازمند معیارهایی مشخص و قابل اتکا است.

      در علوم و پژوهش، واژه‌ی criteria نقش محوری دارد. پژوهشگران برای ارزیابی کیفیت داده‌ها، اعتبار نتایج یا صحت فرضیه‌ها، همواره از مجموعه‌ای از معیارهای علمی استفاده می‌کنند. برای مثال، در یک پژوهش تجربی، «criteria of validity» (معیارهای اعتبارسنجی) مشخص می‌کند که آیا نتایج واقعاً بازتاب‌دهنده‌ی واقعیت هستند یا خیر. تعیین این معیارها باعث می‌شود که پژوهش علمی از سلیقه و برداشت شخصی فاصله گرفته و به چارچوبی عینی و تکرارپذیر تبدیل شود. از این منظر، criteria نماد نظم، دقت و شفافیت در فرآیند تفکر علمی است.

      در حوزه‌ی مدیریت و تصمیم‌گیری، criteria به‌عنوان ابزاری کلیدی برای ارزیابی عملکرد، انتخاب گزینه‌ها یا سنجش موفقیت به کار می‌رود. مدیران هنگام استخدام نیرو، انتخاب پروژه یا تخصیص منابع، معمولاً بر اساس مجموعه‌ای از معیارها تصمیم می‌گیرند. این معیارها ممکن است کمی (مانند میزان سود یا هزینه) یا کیفی (مانند رضایت مشتری یا کیفیت خدمات) باشند. استفاده‌ی آگاهانه از criteria سبب می‌شود تصمیم‌ها منطقی‌تر و قابل دفاع‌تر باشند، زیرا هر انتخاب بر پایه‌ی دلایل و شاخص‌های مشخص صورت می‌گیرد، نه بر احساس یا اتفاق.

      در فلسفه و اخلاق نیز criteria مفهومی عمیق دارد. فیلسوفان از «criteria of truth» یا «criteria of goodness» سخن می‌گویند تا تعیین کنند چه چیزی حقیقت محسوب می‌شود یا کدام رفتار اخلاقی‌تر است. در این بافت، معیارها دیگر صرفاً ابزار سنجش نیستند، بلکه بیانگر نظام فکری و ارزشی انسان‌اند. انتخاب معیار یعنی انتخاب زاویه‌ی نگاه به جهان؛ ازاین‌رو، تفاوت در criteria می‌تواند به تفاوت در باورها، سبک زندگی و حتی فرهنگ‌ها بینجامد.

      در آموزش و ارزشیابی، criteria اساس سنجش یادگیری و عملکرد دانش‌آموزان است. آموزگاران برای ارزیابی تکالیف یا پروژه‌ها، معیارهایی مانند دقت، خلاقیت، سازمان‌دهی و انسجام را مشخص می‌کنند. وجود این معیارها موجب عدالت آموزشی و شفافیت در فرایند نمره‌دهی می‌شود. همچنین، وقتی یادگیرندگان از معیارها آگاه باشند، می‌توانند هدفمندتر عمل کرده و کیفیت کار خود را ارتقا دهند.

      criteria تجسم مفهوم نظم، عدالت و آگاهی در تصمیم‌گیری‌های انسانی است. هرگاه فرد یا جامعه‌ای معیارهای روشنی برای سنجش داشته باشد، راه تمایز میان درست و نادرست، مؤثر و بی‌اثر، یا ارزشمند و بی‌ارزش آشکارتر می‌شود. این واژه یادآور آن است که قضاوت بدون معیار، بی‌پایه است؛ و معیار بدون اندیشه، بی‌روح. در جهان پیچیده‌ی امروز، تعریف و پایبندی به criteria روشن، شرط ضروری برای رشد علمی، پیشرفت اجتماعی و زندگی هدفمند به شمار می‌آید.

      ارجاع به لغت criteria

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «criteria» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/criteria

      لغات نزدیک criteria

      • - crista
      • - cristate
      • - criteria
      • - criterion
      • - critic
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.