وای، خدایا، یا خدا، عجب (برای نشان دادن احساسات قوی)
همچنین میتوان از goodness gracious استفاده کرد.
Goodness! I almost forgot to send the report before the deadline.
وای! نزدیک بود ارسال گزارش را قبلاز موعد فراموش کنم.
Goodness, I hope no one was hurt in the accident.
یا خدا، امیدوارم کسی در آن تصادف آسیب ندیده باشد.
Oh, for goodness sake, Pari has written a letter!
عجب! پری نامه نوشته است!
For goodness sake, turn off the radio!
تو را بهخدا رادیو را خاموش کن!
ارزش غذایی، مواد مغذی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The new processing method helps preserve the goodness of the vegetables during packaging.
روش فرآوری جدید، به حفظ مواد مغذی سبزیجات در هنگام بستهبندی کمک میکند.
Boiling spinach for too long removes much of its nutritional goodness.
جوشاندن اسفناج برای مدت طولانی، بخش زیادی از ارزش غذایی آن را از بین میبرد.
خوبی، نیکی، احسان، پاکسرشتی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
His lifelong dedication to serving the poor revealed a deep sense of goodness.
تعهد مادامالعمر او به خدمت به فقرا، نشاندهندهی نوعی پاکسرشتی عمیق بود.
In difficult times, his patience and forgiveness showed the goodness in his heart.
در دوران سخت، صبر و بخشش او، نیکی نهفته در قلبش را آشکار کرد.
an act of generosity and goodness
عمل سخاوتمندانه و نیک
به خدا، راستی، به خدا قسم، والله
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «goodness» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/goodness