آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ دی ۱۴۰۴

      Goodness

      ˈɡʊdnəs ˈɡʊdnəs

      معنی goodness | جمله با goodness

      exclamation

      وای، خدایا، یا خدا، عجب (برای نشان دادن احساسات قوی)

      همچنین می‌توان از goodness gracious استفاده کرد.

      Goodness! I almost forgot to send the report before the deadline.

      وای! نزدیک بود ارسال گزارش را قبل‌از موعد فراموش کنم.

      Goodness, I hope no one was hurt in the accident.

      یا خدا، امیدوارم کسی در آن تصادف آسیب ندیده باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Oh, for goodness sake, Pari has written a letter!

      عجب! پری نامه نوشته است!

      For goodness sake, turn off the radio!

      تو را به‌خدا رادیو را خاموش کن!

      noun uncountable

      ارزش غذایی، مواد مغذی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The new processing method helps preserve the goodness of the vegetables during packaging.

      روش فرآوری جدید، به حفظ مواد مغذی سبزیجات در هنگام بسته‌بندی کمک می‌کند.

      Boiling spinach for too long removes much of its nutritional goodness.

      جوشاندن اسفناج برای مدت طولانی، بخش زیادی از ارزش غذایی آن را از بین می‌برد.

      noun uncountable C2

      خوبی، نیکی، احسان، پاک‌سرشتی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      His lifelong dedication to serving the poor revealed a deep sense of goodness.

      تعهد مادام‌العمر او به خدمت به فقرا، نشان‌دهنده‌ی نوعی پاک‌سرشتی عمیق بود.

      In difficult times, his patience and forgiveness showed the goodness in his heart.

      در دوران سخت، صبر و بخشش او، نیکی نهفته در قلبش را آشکار کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an act of generosity and goodness

      عمل سخاوتمندانه و نیک

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد goodness

      1. noun decency, excellence
        Synonyms:
        kindness benefit advantage value worth quality good will generosity grace virtue honesty integrity morality rectitude excellence righteousness honor mercy benevolence beneficence humaneness friendliness graciousness kindheartedness kindliness superiority uprightness ethicality probity rightness obligingness nourishment wholesomeness
        Antonyms:
        evil meanness indecency wickedness
      1. noun that which is pleasing or valuable or useful
        Synonyms:
        virtue decency integrity morality good probity honesty rectitude
        Antonyms:
        badness

      Idioms

      honest to god (or goodness)

      به خدا، راستی، به خدا قسم، والله

      لغات هم‌خانواده goodness

      noun
      good, goody, goody, goodness, goods
      adjective
      good, goodish
      adverb
      good

      ارجاع به لغت goodness

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «goodness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/goodness

      لغات نزدیک goodness

      • - goodly
      • - goodman
      • - goodness
      • - goods
      • - goodwife
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.