آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Code

      koʊd kəʊd

      گذشته‌ی ساده:

      coded

      شکل سوم:

      coded

      سوم‌شخص مفرد:

      codes

      وجه وصفی حال:

      coding

      شکل جمع:

      codes

      معنی code | جمله با code

      noun countable B2

      مجموعه قوانین، نظامنامه، سامان‌نامه، قانون‌نامه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      the French civil code

      قوانین مدنی فرانسه

      the code of advertising standards and practices

      نظام‌نامه‌ی معیارها و امور وابسته به آگهی‌های تجارتی

      noun countable uncountable

      رمز، رمزگذاری، نشان رمز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      Their messages were written in code.

      پیام‌های آن‌ها به رمز نوشته بود.

      I received their coded message.

      پیام رمزی آن‌ها را دریافت کردم.

      noun countable

      شماره‌ی ترتیب، شماره‌ی شناسایی، کد، پیش شماره (تلفن)

      Every course has a code number.

      هریک از دروس یک شماره‌ی شناسایی دارد.

      zip code (or postal code)

      کد پستی

      noun countable

      سنت‌ها و مبانی رفتار، اخلاقیات، عرف، راه و رسم

      a moral code

      اصول و سنت‌های اخلاقی

      verb - intransitive

      (زیست شناسی) مشخص کردن کد ژنتیکی

      verb - intransitive

      کامپیوتر برنامه‌نویسی کردن، اصلاح کردن برنامه‌های کامپیوتری

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده
      verb - transitive

      به رمز در آوردن، رمزی کردن، دارای شماره‌ی شناسایی کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد code

      1. noun secret language system
        Synonyms:
        cipher cryptograph
      1. noun law, rule
        Synonyms:
        rule regulation method system custom law convention ethics discipline etiquette manners constitution codex digest maxim charter canon

      Collocations

      area code

      (آمریکا و کانادا) کد سه‌رقمی (پیش‌شماره برای تلفن‌های راه دور)

      code book

      رمزنامه

      لغات هم‌خانواده code

      noun
      code, coding
      adjective
      coded
      verb - intransitive
      code

      سوال‌های رایج code

      گذشته‌ی ساده code چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده code در زبان انگلیسی coded است.

      شکل سوم code چی میشه؟

      شکل سوم code در زبان انگلیسی coded است.

      شکل جمع code چی میشه؟

      شکل جمع code در زبان انگلیسی codes است.

      وجه وصفی حال code چی میشه؟

      وجه وصفی حال code در زبان انگلیسی coding است.

      سوم‌شخص مفرد code چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد code در زبان انگلیسی codes است.

      ارجاع به لغت code

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «code» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/code

      لغات نزدیک code

      • - coda
      • - coddle
      • - code
      • - code book
      • - code conversion
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.