فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Valuate

آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    valuated
  • شکل سوم:

    valuated
  • سوم شخص مفرد:

    valuates
  • وجه وصفی حال:

    valuating

معنی

  • verb - transitive
    ارزش چیزی را معین کردن، ارزیابی کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد valuate

  1. verb To make a judgment as to the worth or value of
    Synonyms: value, assess, evaluate, appraise, assay, calculate, estimate, measure, gauge, judge, rate, size up

ارجاع به لغت valuate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «valuate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/valuate

لغات نزدیک valuate

پیشنهاد بهبود معانی