آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱ آذر ۱۴۰۴

    Formulate A Theory

    معنی formulate a theory | جمله با formulate a theory

    collocation

    نظریه پردازی کردن / فرموله کردن یک نظریه

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های پیشرفته

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    Scientists are working to formulate a theory to explain the phenomenon.

    دانشمندان در تلاشند تا نظریه ای برای توضیح این پدیده ارائه دهند (فرموله کنند).

    It took years to formulate a theory about the origins of the universe.

    سالها طول کشید تا نظریه ای در مورد منشاء جهان تدوین شود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج formulate a theory

    معنی formulate a theory به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی formulate a theory در زبان فارسی به «ارائه‌کردن یک نظریه» یا «صورت‌بندی یک نظریه» ترجمه می‌شود.

    این عبارت به فرایندی اشاره دارد که طی آن فرد یا گروهی از پژوهشگران، مجموعه‌ای از مشاهدات، داده‌ها و استدلال‌ها را به‌صورت یک چارچوب منسجم و قابل‌توضیح در می‌آورند تا بتوانند پدیده‌ای را روشن‌تر و قابل‌فهم‌تر تبیین کنند. این فرآیند یکی از مراحل بنیادین در پژوهش‌های علمی، فنی، اجتماعی و حتی مطالعات مفهومی به‌شمار می‌رود.

    هنگامی که فردی اقدام به formulate a theory می‌کند، در واقع تلاش دارد عناصر پراکنده‌ی یک موضوع را در قالب یک ساختار منطقی کنار هم قرار دهد. این کار نیازمند دقت بالا، تحلیل روشمند و توانایی تشخیص الگوهای پنهان میان داده‌هاست. نظریه‌ای که به این شکل صورت‌بندی می‌شود، نه‌تنها باید توضیح‌دهنده باشد، بلکه باید توان پیش‌بینی پدیده‌ها یا رفتارهای مشابه را نیز داشته باشد. از همین‌رو، این فرآیند به‌نوعی نقطه‌ی اتصال مشاهده‌ی خام با دانش نظام‌مند محسوب می‌شود.

    در بسیاری از حوزه‌ها، صورت‌بندی یک نظریه تنها ارائه‌ی یک ایده‌ی کلی نیست، بلکه شامل تعریف دقیق مفاهیم، تعیین محدوده‌ی نظریه و روشن‌کردن فرض‌های اساسی نیز می‌شود. این مرحله باعث می‌شود نظریه از حالت یک تصور ابتدایی فراتر رود و به چارچوبی قابل‌بررسی و ارزیابی تبدیل شود. پژوهشگران در این فرایند تلاش می‌کنند نظریه را به‌گونه‌ای تنظیم کنند که هم از منظر منطقی استوار باشد و هم امکان آزمون تجربی یا تحلیلی داشته باشد.

    عبارت formulate a theory همچنین نشان‌دهنده‌ی مرحله‌ای خلاقانه و تحلیلی در فرایند پژوهش است. صرف جمع‌آوری داده‌ها برای تولید یک نظریه کافی نیست؛ بلکه پژوهشگر باید توانایی تبدیل داده‌ها به تبیین داشته باشد. این مرحله معمولاً شامل ترکیب دیدگاه‌های مختلف، استفاده از مفاهیم پیشین و گاهی ارائه‌ی نگاه تازه‌ای است که پیش‌تر بعید یا کمتر مطرح شده بوده است. به بیان دیگر، این فرایند محل تلاقی مشاهده، خلاقیت و استدلال علمی است.

    formulate a theory مفهومی است که بر اهمیت نظم‌بخشیدن به افکار و داده‌ها تأکید می‌کند تا یک چارچوب روشن، قابل‌فهم و منسجم پدید آید. نظریه‌ای که به‌این‌صورت صورت‌بندی می‌شود، ابزاری برای توضیح دنیای پیرامون و فهم بهتر روابط میان پدیده‌هاست. چنین نظریه‌ای معمولاً در گذر زمان مورد آزمون، اصلاح یا گسترش قرار می‌گیرد، اما بنیانی که در مرحله‌ی صورت‌بندی ایجاد شده، نقش اساسی در دوام و اعتبار آن دارد.

    ارجاع به لغت formulate a theory

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «formulate a theory» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/formulate-a-theory

    لغات نزدیک formulate a theory

    • - formulary
    • - formulate
    • - formulate a theory
    • - formulation
    • - formulism
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.