Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ شهریور ۱۴۰۴

      Growth

      ɡroʊθ ɡrəʊθ

      شکل جمع:

      growths

      معنی growth | جمله با growth

      noun B2

      رشد، رویش، روییدن، نمو، ترقی، گوالش، وخش، گوال، بالش

      rapid growth

      رشد سریع

      the growth of temperature

      بالا رفتن دما

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a thick growth of grass

      رویش متراکم چمن

      noun

      نتیجه، معلول

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      noun

      پزشکی غده، گندمه، زائده، انباشتگی غیرطبیعی سلول‌های گوشتی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      a malignant growth under the left eye.

      یک زائده‌ی بدخیم زیر چشم چپ.

      adjective

      اقتصاد (سهام شرکت‌ها و غیره) دارای رشد سریع (از نظر قیمت و سود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد growth

      1. noun development, progress
        Synonyms:
        progress improvement increase expansion rise advancement boost success enlargement extension production proliferation augmentation buildup evolution gain cultivation maturation widening heightening hike surge up maturing flowering stretching thickening advance germination sprouting vegetation waxing fleshing out beefing up aggrandizement produce multiplication unfolding evolvement upping crop
        Antonyms:
        reduction decrease failure lessening stagnation abatement diminishment underdevelopment
      1. noun tumor
        Synonyms:
        cancer lump swelling outgrowth thickening mole polyp excrescence fungus parasite fibrous tissue fibrousness cancroid wen

      لغات هم‌خانواده growth

      noun
      grower, growth, undergrowth, outgrowth, overgrowth
      adjective
      growing, grown, overgrown
      verb - intransitive
      grow
      verb - transitive
      outgrow

      سوال‌های رایج growth

      معنی growth به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «growth» در زبان فارسی به «رشد» ترجمه می‌شود.

      رشد مفهومی گسترده است که در زمینه‌های مختلف، از جمله زیست‌شناسی، اقتصاد، روانشناسی و توسعه فردی کاربرد دارد. به‌طور کلی، رشد به فرآیند افزایش، پیشرفت یا تکامل یک موجود، سازمان یا مهارت اشاره دارد. این فرآیند می‌تواند فیزیکی، ذهنی، اجتماعی یا اقتصادی باشد و نشان‌دهنده حرکت به سوی بهبود و توسعه است. رشد، همواره با تغییر مثبت، افزایش توانایی‌ها و ارتقای کیفیت همراه است.

      در زیست‌شناسی، رشد به افزایش اندازه و تکامل ساختارهای یک موجود زنده اطلاق می‌شود. برای مثال، رشد گیاهان شامل افزایش طول ساقه، تعداد برگ‌ها و توسعه ریشه‌هاست، در حالی که رشد انسان شامل افزایش قد، وزن و تکامل ذهنی و جسمانی است. این نوع رشد نیازمند منابع کافی، شرایط مناسب محیطی و زمان است و تحت تأثیر عوامل ژنتیکی و محیطی قرار می‌گیرد.

      در حوزه اقتصاد و کسب‌وکار، رشد به توسعه اقتصادی، افزایش تولید و بهبود شاخص‌های مالی و اجتماعی اشاره دارد. رشد اقتصادی می‌تواند به شکل افزایش درآمد ملی، ارتقای کیفیت زندگی و توسعه زیرساخت‌ها مشاهده شود. سازمان‌ها نیز با تمرکز بر رشد، به دنبال افزایش ظرفیت‌ها، بهبود عملکرد و گسترش بازارهای خود هستند. این نوع رشد مستلزم برنامه‌ریزی دقیق، نوآوری و مدیریت منابع است.

      رشد فردی و روانشناختی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است و به توسعه مهارت‌ها، توانایی‌ها و شخصیت انسان مربوط می‌شود. افراد با یادگیری مستمر، تجربه‌های جدید و تمرکز بر خودآگاهی می‌توانند رشد ذهنی و عاطفی داشته باشند. این نوع رشد باعث افزایش اعتمادبه‌نفس، انعطاف‌پذیری و توانایی حل مسائل پیچیده می‌شود و نقش مهمی در موفقیت‌های شخصی و حرفه‌ای ایفا می‌کند.

      مفهوم رشد نه تنها به افزایش کمی بلکه به بهبود کیفی نیز اشاره دارد. رشد به معنای حرکت به سمت کمال، بهبود مستمر و استفاده بهینه از توانایی‌ها و منابع است. چه در طبیعت، چه در جامعه یا در زندگی شخصی، رشد فرایندی ضروری برای پیشرفت و ایجاد تعادل و توسعه پایدار محسوب می‌شود و پایه و اساس تحول و موفقیت در تمامی زمینه‌ها است.

      شکل جمع growth چی میشه؟

      شکل جمع growth در زبان انگلیسی growths است.

      ارجاع به لغت growth

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «growth» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/growth

      لغات نزدیک growth

      • - grown
      • - grown-up
      • - growth
      • - growth factor
      • - growth hormone
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.