آیکن بنر

رایتینگ آیلتس‬‌رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

تصحیح رایتینگ آیلتس‬ با کمک فست‌دیکشنری

تصحیح رایگان
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Crop

      krɑːp krɒp

      گذشته‌ی ساده:

      cropped

      شکل سوم:

      cropped

      سوم‌شخص مفرد:

      crops

      وجه وصفی حال:

      cropping

      شکل جمع:

      crops

      معنی crop | جمله با crop

      noun adverb countable B1

      محصول، چیدن، گیسو را زدن، سرشاخه زدن، حاصل دادن، چینه‌دان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      This year our apple crop is good.

      محصول سیب ما امسال خوب است.

      Farmers harvest their crops.

      کشاورزان محصولات خود را برداشت می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a new crop of students

      یک سری (گروه) دانشجوی جدید

      a crop of lies

      یک مشت دروغ

      Goats crop grass.

      بزها علف را سرچین می‌کنند.

      cropped lawns

      چمن‌های زده‌شده (کوتاه)

      The soldier had closely cropped hair and blue eyes.

      سرباز موی خیلی کوتاه و چشمان آبی داشت.

      The girl's hair was cropped above the eyebrows.

      موی دختر تا بالای ابرو کوتاه (چیده) شده بود.

      The idea that cropped up in my mind ...

      اندیشه‌ای که به مغزم خطور کرد ...

      Has anything new cropped up?

      آیا چیز تازه‌ای پیش آمده است؟

      Problems cropped up in every direction.

      مسائل از هر سو روی‌آور شدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد crop

      1. noun harvest of fruit, vegetable
        Synonyms:
        produce yield product output crops gathering reaping harvest annual production fruits season’s growth byproduct gleaning vintage fruitage
      1. verb cut, trim off
        Synonyms:
        cut clip shorten reduce trim off lop snip shear prune chop shave slash detach pare top curtail truncate hew mow disengage skive pollard detruncate

      Phrasal verbs

      crop up

      پیش آمدن، رخ دادن، بروز پیدا کردن، پیدا شدن، ظاهر شدن

      Collocations

      cropped hair

      موی کوتاه، موی ماشین شده

      سوال‌های رایج crop

      گذشته‌ی ساده crop چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده crop در زبان انگلیسی cropped است.

      شکل سوم crop چی میشه؟

      شکل سوم crop در زبان انگلیسی cropped است.

      شکل جمع crop چی میشه؟

      شکل جمع crop در زبان انگلیسی crops است.

      وجه وصفی حال crop چی میشه؟

      وجه وصفی حال crop در زبان انگلیسی cropping است.

      سوم‌شخص مفرد crop چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد crop در زبان انگلیسی crops است.

      ارجاع به لغت crop

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «crop» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/crop

      لغات نزدیک crop

      • - croon
      • - crooner
      • - crop
      • - crop fails
      • - crop out
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rate falls sustainable pride of lions pledgee helper isometric process hominize holstein hawthorne effect toxic benefic reality show joy interdental White Russian ناگهان ناگه نگرانی هلیکوپتر خودکار مزدور لیموعمانی پادیاب خویشان روزی روزگاری ژانویه مارس فوریه آوریل ژوئیه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.