آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Failure

      ˈfeɪljər ˈfeɪljə

      شکل جمع:

      failures

      معنی failure | جمله با failure

      noun countable B2

      خرابی، کوتاهی، عدم‌ موفقیت، واماندگی، درمانگی، ناتوانی، شکست

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      Lack of compassion is one of his greatest failures.

      نداشتن شفقت یکی از بزرگ‌ترین کمبودهای اوست.

      his failure to carry out his duties

      ناتوانی او در انجام وظایفش

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      due to engine failure

      به‌ دلیل از کار افتادن موتور

      heart failure

      از کارافتادگی قلب

      Repeated crop failures brought on famine.

      ضایع شدن پی‌درپی محصولات موجب قحطی شد.

      His failure in the exam upset his parents.

      رد شدن او در امتحان والدینش را ناراحت کرد.

      Bank failures cost many jobs.

      ورشکستگی بانک‌ها موجب از دست رفتن شغل‌های زیادی شد.

      the government's failure in establishing friendly relations with ...

      ناکامی دولت در برقراری روابط حسنه با ....

      the candidate's failure

      شکست نامزد انتخاباتی

      That book was a failure.

      آن کتاب نگرفت.

      As a teacher, he was a complete failure.

      به‌عنوان معلم به‌طور کامل ناموفق بود.

      failure to yield the right of way

      (رانندگی) عدم رعایت حق تقدم

      Their failure to appear in court was to their disadvantage.

      خودداری آن‌ها از حضور در دادگاه به ضررشان تمام شد.

      the mechanic's failure to adjust the brake

      کوتاهی مکانیک در میزان کردن ترمز

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد failure

      1. noun lack of success
        Synonyms:
        defeat loss flop mess frustration breakdown collapse failing deficiency inadequacy deterioration decline downfall wreck fiasco bust rout stalemate checkmate nonperformance miscarriage abortion bankruptcy bungle botch misstep false step deficit overthrow stoppage total loss bomb lemon loser turkey washout implosion rupture flash in the pan lead balloon sinking ship faux pas misadventure nonsuccess
        Antonyms:
        success achievement gain accomplishment attainment earnings merit win
      1. noun person who does not succeed
        Synonyms:
        loser bum flop washout deadbeat incompetent nobody disappointment underachiever good-for-nothing no-good turkey bankrupt insolvent loafer defaulter beat also-ran has-been derelict nonperformer castaway moocher prodigal born loser might-have-been lumpy
        Antonyms:
        success achiever

      لغات هم‌خانواده failure

      noun
      fail, failure, failing
      adjective
      failed, unfailing
      verb - intransitive
      fail
      adverb
      unfailingly

      سوال‌های رایج failure

      شکل جمع failure چی میشه؟

      شکل جمع failure در زبان انگلیسی failures است.

      ارجاع به لغت failure

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «failure» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/failure

      لغات نزدیک failure

      • - failingly
      • - faille
      • - failure
      • - failure free
      • - failure logcing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.