آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ خرداد ۱۴۰۵

      Stalemate

      ˈsteɪlmeɪt ˈsteɪlmeɪt

      شکل جمع:

      stalemates

      معنی stalemate | جمله با stalemate

      noun countable uncountable C1

      شطرنج ورزش پات (وضعیتی در شطرنج که در آن نوبت حرکت با بازیکنی است که شاه او در وضعیت کیش نیست، اما هیچ حرکت قانونی دیگری هم ندارد، که باعث مساوی شدن بازی می‌شود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شطرنج

      مشاهده

      The match ended in a stalemate after the black king had no legal squares left to move to.

      مسابقه به پات ختم شد چرا که شاهِ سیاه هیچ خانه قانونی برای حرکت نداشت.

      The grandmaster was in a losing position but managed to trick his opponent into a stalemate.

      استاد بزرگ در موقعیت باخت بود اما موفق شد حریف خود را فریب داده و بازی را به وضعیت پات (مساوی) بکشاند.

      verb - transitive C2

      سیاست به بن‌بست رسیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The peace talks have reached a stalemate, with neither side willing to make compromises.

      مذاکرات صلح به بن‌بست رسیده است و هیچ‌یک از طرفین تمایلی به کوتاه آمدن ندارند.

      The ongoing strike has stalemated the production lines of the entire car factory.

      اعتصاب مداوم، خطوط تولید کل کارخانه خودروسازی را با بن‌بست مواجه کرده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the stalemate in the two countries' negotiations

      بن‌بست مذاکرات میان دو کشور

      to reach a stalemate

      به بن‌بست رسیدن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stalemate

      1. noun deadlock
        Synonyms:
        tie delay pause check standstill impasse draw arrest gridlock standoff catch-22
        Antonyms:
        progress headway

      سوال‌های رایج stalemate

      شکل جمع stalemate چی میشه؟

      شکل جمع stalemate در زبان انگلیسی stalemates است.

      ارجاع به لغت stalemate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «stalemate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stalemate

      لغات نزدیک stalemate

      • - stalagmite
      • - stale
      • - stalemate
      • - stalin
      • - stalinabad
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.