آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Pause

    pɒːz pɔːz

    گذشته‌ی ساده:

    paused

    شکل سوم:

    paused

    سوم‌شخص مفرد:

    pauses

    وجه وصفی حال:

    pausing

    شکل جمع:

    pauses

    معنی pause | جمله با pause

    noun countable B2

    مکث، توقف، وقفه، درنگ

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    After a long pause she said, "no!"

    پس از یک مکث طولانی گفت: «نه!»

    He talked for two hours without a pause.

    او بدون وقفه دو ساعت حرف زد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    without a moment's pause

    بدون لحظه‌ای درنگ

    verb - transitive verb - intransitive

    مکث کردن، متوقف کردن، درنگ کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    he wanted to give a rude answer, but he paused ...

    او می‌خواست پاسخ دندان‌شکنی بدهد؛ ولی درنگ کرد ...

    She didn't pause for breath until she reached the top floor.

    او برای نفس‌ گرفتن مکث نکرد تا رسید به طبقه‌ی آخر.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He paused on the threshold to survey the hall.

    او در درگاه توقف کرد تا تالار را برانداز کند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pause

    1. noun wait, delay
      Synonyms:
      break delay rest intermission recess interval hiatus interlude lull gap standstill cessation halt interim respite suspension interruption stoppage cutoff downtime freeze layoff time out stopover rest period hesitation lapse abeyance letup break-off hesitancy stillness discontinuance deadlock gridlock hush comma pausation breathing space breathing spell happy hour lacuna hitch interregnum caesura
      Antonyms:
      continuation persistence
    1. verb wait, delay
      Synonyms:
      stop halt delay rest suspend cease desist discontinue drop interrupt hesitate waver reflect hold back take a break take a breather deliberate think twice put on hold come to standstill stop briefly take five take ten call time break it up catch one’s breath shake sideline
      Antonyms:
      continue persist restart

    Idioms

    give (someone) pause

    دچار تردید کردن

    سوال‌های رایج pause

    گذشته‌ی ساده pause چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده pause در زبان انگلیسی paused است.

    شکل سوم pause چی میشه؟

    شکل سوم pause در زبان انگلیسی paused است.

    شکل جمع pause چی میشه؟

    شکل جمع pause در زبان انگلیسی pauses است.

    وجه وصفی حال pause چی میشه؟

    وجه وصفی حال pause در زبان انگلیسی pausing است.

    سوم‌شخص مفرد pause چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد pause در زبان انگلیسی pauses است.

    ارجاع به لغت pause

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «pause» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pause

    لغات نزدیک pause

    • - pauperize
    • - paurometabolous
    • - pause
    • - pavane
    • - pave
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.