آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ بهمن ۱۴۰۳

      Interlude

      ˈɪnt̬ərluːd ˈɪntəluːd

      شکل جمع:

      interludes

      معنی interlude | جمله با interlude

      noun countable

      وقفه، فاصله، درنگ، خلال، فرجه، تنفس، ایست

      They took a brief interlude to relax before continuing the meeting.

      قبل‌از ادامه‌ی جلسه، وقفه‌ی کوتاهی را برای استراحت در نظر گرفتند.

      The class had an interlude that allowed the students to relax.

      کلاس دارای زمانی برای تنفس بود و به دانش‌آموزان اجازه می‌داد که استراحت کنند.

      noun countable

      موسیقی میان‌قطعه، بِینایند (قطعه‌ای سازی یا آوازی که بین بخش‌های اصلی قطعه‌های موسیقایی و گاه غیرموسیقایی اجرا می‌شود)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      She enjoyed the interlude, which featured a beautiful piano solo.

      او از میان‌قطعه، که تک‌نوازی زیبایی از پیانو بود، لذت برد.

      The concert featured an engaging interlude that captivated the audience.

      کنسرت شامل بینایند سرگرم‌کننده‌ای بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

      noun countable

      سینما و تئاتر میان‌پرده، اینترلود (نمایش کوتاه یا وقفه‌ی سرگرم‌کننده‌ای که بین دو بخش اصلی نمایش اجرا می‌شود)

      Interludes can help make a play more exciting.

      میان‌پرده‌ها می‌توانند به هیجان‌انگیزتر کردن نمایش کمک کنند.

      During the interlude, the actors changed their costumes for the next scene.

      درحین میان‌پرده، بازیگران لباس‌هایشان را برای صحنه‌ی بعدی عوض کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد interlude

      1. noun pause, break
        Synonyms:
        break rest stop delay interval intermission wait lull respite interruption halt spell hiatus interim meanwhile meantime recess stoppage episode parenthesis breathing space interregnum idyll
        Antonyms:
        continuation

      سوال‌های رایج interlude

      شکل جمع interlude چی میشه؟

      شکل جمع interlude در زبان انگلیسی interludes است.

      ارجاع به لغت interlude

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «interlude» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/interlude

      لغات نزدیک interlude

      • - interlope
      • - interloper
      • - interlude
      • - interlunar
      • - interlunary
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.