آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Gap

      ɡæp ɡæp

      شکل جمع:

      gaps

      معنی gap | جمله با gap

      noun countable B1

      شکاف، درز، فاصله

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      There was a large gap in the fence.

      شکاف بزرگی در حصار وجود داشت.

      The gap in the window allowed cold air to seep into the room.

      درز موجود در پنجره باعث شد تا هوای سرد به داخل اتاق نفوذ کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the gap between his two front teeth

      فاصله‌ی میان دو دندان جلو او

      A gap appeared in the ranks of the enemy's army.

      در صفوف قشون دشمن شکاف پیدا شد.

      noun countable

      ورزش فضای خالی (در بیسبال و هاکی روی یخ)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد

      The team's defense struggled to cover the gap.

      خط دفاعی این تیم برای پوشاندن جای خالی با مشکل مواجه شد.

      The defenseman closed the gap quickly to prevent the forward from having a shot on goal.

      مدافع به‌سرعت فضای خالی را بست تا مانع از شوت مهاجم به سمت دروازه شود.

      noun countable

      کمبود، ضعف

      The gap in funding prevented the project from moving forward.

      کمبود بودجه مانع پیشبرد پروژه شد.

      The company's financial report revealed a gap in revenue.

      گزارش مالی شرکت حاکی از ضعف در درآمد بود.

      noun singular B2

      اختلاف، تفاوت، فرق، شکاف (بین دو چیز)

      There is a significant gap between the rich and the poor in our society.

      در جامعه‌ی ما بین فقیر و غنی اختلاف قابل توجهی وجود دارد.

      the gap between exports and imports

      تفاوت (یا عدم توازن) بین صادرات و واردات

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the generation gap

      شکاف بین نسل‌ها

      noun countable B2

      وقفه (مدت زمانی که صرف انجام کاری متفاوت می‌شود)

      The gap between jobs allowed him to focus on personal development.

      وقفه‌ی بین مشاغل به او امکان داد تا روی پیشرفت شخصی تمرکز کند.

      After a long gap in my studies, I finally went back to school.

      بعد از مدت‌ها وقفه در تحصیل، سرانجام به مدرسه برگشتم.

      noun countable

      زمین‌شناسی گپ (تنگ و معبر آبی‌ای که محور ساختمان تک‌شیب (تیغه یا هوگ‌بک) را در یک رشته‌کوه شکافته باشد)

      Hikers traversed the gap in the ridge to reach the other side.

      کوهنوردان از گپ خط‌الراس عبور کردند تا به سمت دیگر برسند.

      There is a large gap between the two mountains.

      بین این دو کوه گپ زیادی وجود دارد.

      verb - intransitive verb - transitive

      شکافتن، شکاف‌دار کردن، شکافته شدن

      The construction workers used dynamite to gap the rock wall.

      کارگران ساختمانی از دینامیت برای شکافتن دیواره‌ی سنگی استفاده کردند.

      The carpenter carefully gapped the wooden planks.

      نجار با دقت تخته‌های چوبی را شکاف‌دار کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gap

      1. noun break, breach
        Synonyms:
        breach opening hole cut crack division separation rift rupture hiatus pause interval space void disagreement difference discontinuity interruption rest recess lull respite slit slot notch crevice fracture chasm rent lacuna aperture interlude intermission disparity divergence inconsistency cleft caesura interstice interspace cranny orifice vacuity ravine gully gulch gorge canyon clove defile arroyo blank
        Antonyms:
        closure

      Idioms

      bridge a gap

      فاصله‌ای را پر کردن، نیازی را برآوردن

      سوال‌های رایج gap

      شکل جمع gap چی میشه؟

      شکل جمع gap در زبان انگلیسی gaps است.

      ارجاع به لغت gap

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gap» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gap

      لغات نزدیک gap

      • - gao
      • - gaoler
      • - gap
      • - gap character
      • - gap digit
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.