آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ خرداد ۱۴۰۳

      Slot

      slɑːt slɒt

      گذشته‌ی ساده:

      slotted

      شکل سوم:

      slotted

      سوم‌شخص مفرد:

      slots

      وجه وصفی حال:

      slotting

      شکل جمع:

      slots

      معنی slot | جمله با slot

      noun countable C1

      سوراخ، درز، روزنه، شکاف

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      I put the coin in the slot.

      سکه را انداختم توی سوراخ.

      Stick the special card in this slot so that the door may open.

      کارت ویژه را در این شکاف فرو کن تا در باز شود.

      noun countable

      مکان، جا (در فهرست)، وقت، زمان (در جدول زمانی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      The first two slots were reserved for former champions.

      دو جای اول را برای قهرمانان پیشین کنار گذاشته بودند.

      The meeting has been rescheduled to a different time slot.

      جلسه به زمان دیگری موکول شد.

      verb - intransitive verb - transitive

      قرار دادن، جا دادن، قرار گرفتن، جا گرفتن (در سوراخ یا جا)

      Please slot the coins into the vending machine to purchase your snack.

      لطفاً برای خرید میان‌وعده، سکه‌ها را در خودبردار قرار دهید.

      He slotted the coins into the parking meter.

      سکه‌ها را داخل پارکومتر جا داد.

      verb - transitive

      سوراخ کردن، شکاف درست کردن در

      The carpenter used a chisel to slot.

      نجار از اسکنه برای سوراخ کردن استفاده کرد.

      The engineer slotted the metal pieces.

      مهندس در قطعات فلزی شکاف درست کرد.

      noun countable

      چاک، شکاف (در بال و دم هواپیما و موشک و غیره)

      The pilot adjusted the slot on the wing.

      خلبان شکاف روی بال را تنظیم کرد.

      The missile's slot design allowed for improved flow conditions during flight.

      طراحی چاک موشک امکان بهبود شرایط جریان در طول پرواز را فراهم می‌کرد.

      verb - intransitive

      مجازی جا گرفتن، قرار گرفتن (به‌آسانی)

      The skilled musician was able to slot into any band or orchestra with ease.

      این نوازنده‌ی ماهر توانست به‌راحتی در هر گروه یا ارکستری جای بگیرد.

      After years of experience, he quickly slotted into the role of team leader.

      او پس از سال‌ها تجربه، به‌سرعت در نقش رهبر تیم قرار گرفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I was slotted to join the Royal Council.

      ترتیب قرار گرفتن (پیوستن) من در شورای پادشاهی داده شد.

      noun

      ردپا، جای پا (جانور) (به‌ویژه آهو)

      The hunter followed the slot.

      شکارچی ردپا را دنبال کرد.

      The slot was deep.

      جای پا عمیق بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد slot

      1. noun opening, place
        Synonyms:
        hole space place position time channel cut recess vacancy niche slit groove socket aperture

      سوال‌های رایج slot

      گذشته‌ی ساده slot چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده slot در زبان انگلیسی slotted است.

      شکل سوم slot چی میشه؟

      شکل سوم slot در زبان انگلیسی slotted است.

      شکل جمع slot چی میشه؟

      شکل جمع slot در زبان انگلیسی slots است.

      وجه وصفی حال slot چی میشه؟

      وجه وصفی حال slot در زبان انگلیسی slotting است.

      سوم‌شخص مفرد slot چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد slot در زبان انگلیسی slots است.

      ارجاع به لغت slot

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «slot» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/slot

      لغات نزدیک slot

      • - slosh
      • - sloshed
      • - slot
      • - slot car
      • - slot machine
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      loco auto sunscreen grundnorm cyst fishhook exchangee panto ped post pro UN Fri. Prot start-up شکست غصب شیرجه شیرجه رفتن مسیر پرتابی طوفان فکری مصفا کردن معارفه‌ای معالجه‌ناپذیر کاوش ملخ رشوه مایع همبستگی جلق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.