آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ دی ۱۴۰۳

      Clove

      kloʊv kləʊv

      معنی clove | جمله با clove

      noun countable

      غذا و آشپزی کودکانه (سیر) حبه

      clove, (سیر) حبه
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      This recipe takes four cloves of garlic.

      در این دستورالعمل از چهار حبه سیر استفاده می‌شود.

      I added three cloves of garlic to the soup.

      سه حبه سیر به سوپ اضافه کردم.

      noun countable uncountable

      غذا و آشپزی گیاه‌شناسی میخک، گل میخک، بوته‌ی میخک

      clove, میخک، گل میخک، بوته‌ی میخک

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      The aroma of the clove filled the room.

      عطر گل میخک اتاق را پر کرده بود.

      sweet spices such as ginger and clove

      ادویه‌های شیرین مانند زنجبیل و میخک

      verb - intransitive verb - transitive

      ادبی قدیمی شکل دوم و سوم فعل cleave

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clove

      1. verb separate or cut with a tool, such as a sharp instrument
        Synonyms:
        cut separated split divided severed sliced parted tore ripped broke chopped sheared carved hacked slit hewed rived whacked pierced dissevered
        Antonyms:
        united joined melded
      1. verb come or be in close contact with; stick or hold together and resist separation
        Synonyms:
        stuck adhered clung bonded cohered
      1. verb to split with a sharp instrument.
        Synonyms:
        tore
      1. noun moderate sized very symmetrical red-flowered evergreen widely cultivated in the tropics for its flower buds which are source of cloves
        Synonyms:
        clove tree Syzygium aromaticum Eugenia aromaticum Eugenia caryophyllatum
      1. noun one of the small bulblets that can be split off of the axis of a larger garlic bulb
        Synonyms:
        garlic clove

      سوال‌های رایج clove

      معنی clove به فارسی چی میشه؟

      "Clove" در زبان انگلیسی به معنای "میخک" است. میخک یک ادویه معطر است که از گل‌های خشک شده درخت میخک (Syzygium aromaticum) به دست می‌آید. این ادویه به دلیل عطر و طعم قوی‌اش در آشپزی و داروسازی مورد استفاده قرار می‌گیرد. میخک به شکل دانه‌های کوچک و قهوه‌ای رنگ در بازار موجود است و همچنین می‌توان آن را به صورت پودر نیز تهیه کرد.

      تاریخچه و منشاء

      میخک از مناطق گرمسیری اندونزی و مالزی نشأت می‌گیرد. این ادویه از زمان‌های قدیم به عنوان یک ماده با ارزش در تجارت جهانی شناخته می‌شد و در قرون وسطی، به دلیل خواص دارویی و معطرش، بسیار مورد توجه قرار گرفت. بازرگانان پرتغالی و هلندی در قرن‌های 15 و 16 میلادی برای کنترل تجارت میخک به جزایر مولوک در اندونزی سفر کردند و این ادویه به یکی از کالاهای با ارزش در اروپا تبدیل شد.

      خواص دارویی

      میخک دارای خواص دارویی متعددی است. این ادویه حاوی ترکیبات آنتی‌اکسیدانی و ضد التهابی است. یکی از مهم‌ترین ترکیبات موجود در میخک، "اوجنول" (eugenol) است که به عنوان یک مسکن طبیعی و ضد باکتری شناخته می‌شود. میخک می‌تواند به تسکین درد دندان، کاهش التهاب و بهبود هضم غذا کمک کند. همچنین، از میخک در درمان مشکلات تنفسی و عفونت‌های قارچی نیز استفاده می‌شود.

      استفاده در آشپزی

      میخک به عنوان یک ادویه پرکاربرد در آشپزی شناخته می‌شود. این ادویه معمولاً در تهیه غذاهای گوشتی، سس‌ها و دسرها به کار می‌رود. میخک در تهیه چای و دمنوش‌ها نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. عطر و طعم قوی میخک می‌تواند به غذاها عمق و غنای بیشتری ببخشد.

      نکات جالب

      1. تاریخچه تجاری: میخک یکی از ادویه‌هایی بود که در گذشته باعث جنگ‌ها و رقابت‌های تجاری بزرگ میان کشورهای مختلف شد.

      2. درمان‌های سنتی: در طب سنتی، میخک به عنوان یک ماده مؤثر در درمان مشکلات گوارشی و مشکلات دندانی شناخته می‌شود.

      3. عطر و رایحه: میخک به عنوان یکی از مواد اولیه در تولید عطرها و خوشبوکننده‌ها استفاده می‌شود و رایحه‌اش به ایجاد حس آرامش و تمرکز کمک می‌کند.

      4. محصولات آرایشی: برخی از محصولات آرایشی و بهداشتی نیز حاوی میخک هستند، زیرا این ادویه به عنوان یک ماده ضدباکتری و ضدعفونی‌کننده شناخته می‌شود.

      5. کشت و برداشت: میخک به صورت گل‌های خشک شده برداشت می‌شود و برداشت آن نیاز به شرایط خاص آب و هوایی دارد.

      ارجاع به لغت clove

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clove» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clove

      لغات نزدیک clove

      • - clough
      • - clout
      • - clove
      • - clove gillyflower
      • - clove hitch
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Thur. interconnect hit the books undo represent eph amyl amp fluor fungus gyro half vulcanian halo hem صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.