امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Divergence

daɪˈvɜːrdʒəns daɪˈvɜːdʒəns
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun
واگرایی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
noun
تباین، انشعاب
- An angle is formed by the divergence of two straight lines.
- در اثر واگرایی دو خط مستقیم زاویه تشکیل می‌شود.
- divergence from scientific norms
- انحراف از معیارهای علمی
- a growing divergence of interests between the two countries
- اختلاف رو به تزاید منافع آن دو کشور
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد divergence

  1. noun branching out; difference
    Synonyms:
    difference division separation variety deviation departure alteration distinction disparity dissimilarity diversity turning parting fork deflection ramification mutation digression discrepancy disagreeing unlikeness otherness divergency detour aberration alterity dissemblance divagation dissimilitude radiation crotch varying
    Antonyms:
    agreement harmony sameness accord concord convergence

ارجاع به لغت divergence

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «divergence» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/divergence

لغات نزدیک divergence

پیشنهاد بهبود معانی