امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Divagation

ˌdaɪvəˈɡeɪʃn̩ ˌdaɪvəˈɡeɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
سرگردانی، پریشان‌گویی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد divagation

  1. noun An instance of digressing
    Synonyms:
    digression aside deviation excursus parenthesis divergence divergency diversion excursion irrelevancy tangent deflection deflexion

ارجاع به لغت divagation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «divagation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ دی ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/divagation

لغات نزدیک divagation

پیشنهاد بهبود معانی