آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ دی ۱۴۰۴

      Alteration

      ˌɑːlt̬əˈreɪʃn ˌɔːltəˈreɪʃn

      شکل جمع:

      alterations

      معنی alteration | جمله با alteration

      noun countable C1

      تغییر، دگرگونی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      The company announced alterations to the original contract.

      شرکت، تغییراتی در قرارداد اصلی اعلام کرد.

      There have been several alterations to the city plan over the past decade.

      درطول دهه‌ی گذشته، چندین تغییر در طرح شهر ایجاد شده است.

      noun countable uncountable

      پوشاک تغییر، اصلاح (در لباس)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      She took back her dress to her tailor for alteration.

      پیراهنش را برای تغییر دوباره پیش خیاطش برد.

      He requested minor alterations to the jacket sleeves.

      او، تغییراتی جزئی در آستین‌های ژاکت درخواست کرد.

      noun uncountable C1

      فرآیند تغییر، دگرگونی، تحول

      The climate has undergone gradual alteration over the decades.

      اقلیم درطول دهه‌ها، تغییرات تدریجی را تجربه کرده است.

      Urban areas experience continuous alteration due to development and construction.

      مناطق شهری به‌دلیل توسعه و ساخت‌وساز، همواره دچار دگرگونی می‌شوند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the long-term alteration of the earth's climate

      دگرگونی درازمدت آب و هوای کره‌ی زمین

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد alteration

      1. noun change
        Synonyms:
        change modification adjustment variation shift transformation revision amendment correction adaptation exchange conversion mutation reformation difference switch turn accommodation remodeling fixing reshaping diversification metamorphosis transmutation about-face switch-over flip-flop mid-course correction variance
      1. noun the act of altering
        Synonyms:
        revision exchange modification remodeling anatomization distinguishment desynonymization disequalization

      Collocations

      make a slight alteration

      ایجاد یک تغییر جزئی، اصلاح جزئی کردن

      لغات هم‌خانواده alteration

      noun
      alteration
      verb - transitive
      alter

      سوال‌های رایج alteration

      شکل جمع alteration چی میشه؟

      شکل جمع alteration در زبان انگلیسی alterations است.

      ارجاع به لغت alteration

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «alteration» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/alteration

      لغات نزدیک alteration

      • - alterably
      • - alterant
      • - alteration
      • - alteration switch
      • - alterative
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      flyweight formlessness fourteener gauge valve hoopoe lapwing formula cocoon Zimbabwe gold vibe coding aura farming biohacking agentic arise upset توت‌فرنگی شاق ذن کارگزار کاهلی مبصر ایستادن پیام هم‌خانواده بودن برس مو بربر نانوایی نحل خواهی‌نخواهی رادی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.