آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ مرداد ۱۴۰۴

      Accommodation

      əˌkɑːməˈdeɪʃn əˌkɑːməˈdeɪʃn əˌkɒməˈdeɪʃn

      شکل جمع:

      accommodations

      معنی accommodation | جمله با accommodation

      noun uncountable B1

      انگلیسی بریتانیایی جا، مکان، منزل، محل سکونت، سکونتگاه، منزلگاه، مسکن، خوابگاه، دفتر، محل کار

      شکل نوشتاری در انگلیسی آمریکایی: accommodations

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      The price includes travel, food, and accommodations.

      هزینه‌ها شامل هزینه‌ی رفت‌وآمد، غذا و محل سکونت است.

      The cost of student accommodations is rising steadily.

      قیمت خوابگاه دانشجویی به‌‌سرعت روبه‌افزایش است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Universities have to provide student accommodation for first-year students.

      دانشگاه برای دانشجویان سال آخر سکونتگاهی فراهم آورده است.

      rented accommodation

      منزل اجاره‌ای

      noun uncountable

      انگلیسی بریتانیایی قدیمی وسایل راحتی، وسایل رفاهی، پذیرایی، صندلی (یا دیگر امکانات رفاهی برای مسافر در هواپیما و قطار و...)

      شکل نوشتاری در انگلیسی آمریکایی: accommodations

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      They provided comfortable accommodations for students.

      آن‌ها امکانات رفاهی مناسبی برای دانش‌آموزان فراهم کردند.

      The accommodations on this train were very inadequate.

      وسائل رفاهی این قطار اصلاً کافی نبود.

      noun countable uncountable formal

      توافق، موافقت

      We tried to reach an accommodation with Japan.

      سعی کردیم با ژاپن به توافق برسیم.

      Neither side was willing to make any kind of accommodation.

      هیچ‌یک از جناحین مایل به رسیدن به هیچ‌نوع توافقی نبودند.

      noun plural countable uncountable

      انگلیسی آمریکایی تدابیر، هم‌سازی، انطباق، هماهنگی، تسهیلات

      The airline made accommodations for passengers with food allergies by providing special meals on board.

      این ایرلاین با تهیه‌ی وعده‌های غذایی ویژه در هواپیما، برای مسافرانی که آلرژی غذایی دارند، تدابیری ایجاد کرد.

      We made special accommodations to meet the needs of our elderly guests.

      ما تسهیلات ویژه‌ای برای برآورده کردن نیازهای مهمانان مسن خود ایجاد کردیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The special accommodation

      هم‌سازی ویژه

      noun uncountable

      کالبدشناسی تطابق (چشم)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالبدشناسی

      مشاهده

      Proper accommodation is essential for clear vision.

      تطابق چشم مناسب برای دید واضح ضروری است.

      The eye's accommodation allows for focusing on objects at different distances.

      تطابق چشم امکان تمرکز بر روی اجسام در فواصل مختلف را فراهم می‌کند.

      noun uncountable

      زبان‌شناسی تطبیق (ارتباط)

      شکل‌های نوشتاری دیگر: speech accommodation, linguistic accommodation, communication accommodation

      The accommodation of dialects can foster better communication between diverse communities.

      تطبیق گویش‌ها می‌تواند ارتباط بهتری را بین جوامع مختلف تقویت کند.

      Linguistic accommodation plays a vital role in establishing rapport in multicultural settings.

      تطبیق زبانی نقشی حیاتی در ایجاد رابطه در محیط‌های چندفرهنگی ایفا می‌کند.

      noun singular

      انگلیسی آمریکایی اقتصاد وام، کمک، مساعده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      She needed immediate accommodation to cover unexpected medical bills.

      او برای پوشش هزینه‌های پزشکی غیرمنتظره نیاز به کمک فوری داشت.

      The bank provided an accommodation to the small business owner to help them stay afloat during the pandemic.

      این بانک به صاحب یک کسب‌وکار کوچک وام داد تا به آن‌ها کمک کند در طول همه‌گیری سرپا بمانند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد accommodation

      1. noun adjustment for different situation, circumstances
        Synonyms:
        adaptation modification adjustment compromise settlement conformity fitting compliance reconciliation composition fifty-fifty deal

      Collocations

      budget accommodation

      اقامتگاه ارزان قیمت

      short-let accommodation

      اقامتگاه کوتاه مدت

      suitable accommodation

      اقامتگاه مناسب

      سوال‌های رایج accommodation

      شکل جمع accommodation چی میشه؟

      شکل جمع accommodation در زبان انگلیسی accommodations است.

      ارجاع به لغت accommodation

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «accommodation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/accommodation

      لغات نزدیک accommodation

      • - accommodate
      • - accommodating
      • - accommodation
      • - accommodation ladder
      • - accommodation paper (or bill or note)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.