آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Accommodate

      əˈkɑːmədeɪt əˈkɒmədeɪt

      گذشته‌ی ساده:

      accommodated

      شکل سوم:

      accommodated

      سوم‌شخص مفرد:

      accommodates

      وجه وصفی حال:

      accommodating

      معنی accommodate | جمله با accommodate

      verb - transitive B2

      همساز، همساز کردن، جا دادن، منزل دادن، وفق دادن با، تطبیق نمودن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، آماده کردن(برای)، پول وام دادن(بکسی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      to accommodate oneself to changes

      خود را با تغییرات وفق دادن

      I was accommodated with all the means of comfort.

      تمام وسایل آسایش را برایم فراهم آوردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This table can accommodate six people.

      این میز برای شش نفر جا دارد.

      This hotel did not accommodate the guests well.

      این هتل از مهمانان به خوبی پذیرایی نکرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد accommodate

      1. verb make room, lodging available
        Synonyms:
        house hold take in receive shelter lodge quarter board put up entertain welcome harbor contain domicile
        Antonyms:
        turn away turn out
      1. verb make, become suitable for something
        Synonyms:
        adjust adapt suit fit modify conform agree tune shape up settle reconcile harmonize coordinate compose accustom correspond integrate tailor accord comply make consistent proportion attune tailor-make bend over backwards play the game go with the flow go by the book don’t make waves don’t rock the boat
        Antonyms:
        unsuit disarrange
      1. verb perform service
        Synonyms:
        help serve assist aid support oblige provide benefit furnish supply suit avail arrange gratify please comfort indulge humor defer submit yield settle sustain pamper afford favor bow convenience
        Antonyms:
        stop prevent block impede obstruct hinder limit frustrate bar

      سوال‌های رایج accommodate

      گذشته‌ی ساده accommodate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده accommodate در زبان انگلیسی accommodated است.

      شکل سوم accommodate چی میشه؟

      شکل سوم accommodate در زبان انگلیسی accommodated است.

      وجه وصفی حال accommodate چی میشه؟

      وجه وصفی حال accommodate در زبان انگلیسی accommodating است.

      سوم‌شخص مفرد accommodate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد accommodate در زبان انگلیسی accommodates است.

      ارجاع به لغت accommodate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «accommodate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/accommodate

      لغات نزدیک accommodate

      • - acclivous
      • - accolade
      • - accommodate
      • - accommodating
      • - accommodation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.