آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Reconcile

      ˈrekənsaɪl ˈrekənsaɪl

      گذشته‌ی ساده:

      reconciled

      شکل سوم:

      reconciled

      سوم‌شخص مفرد:

      reconciles

      وجه وصفی حال:

      reconciling

      معنی reconcile | جمله با reconcile

      verb - transitive C2

      صلح دادن، آشتی دادن، تطبیق کردن، راضی ساختن، وفق دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      Their father reconciled the two quarreling brothers.

      پدرشان آن دو برادر را که نزاع داشتند آشتی داد.

      They decided to reconcile their differences.

      آنان تصمیم گرفتند که اختلافات خود را برطرف کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She refused to be reconciled with her husband.

      او از آشتی کردن با شوهرش سر باز زد.

      I reconciled my checkbook with the bank statement.

      دفترچه‌ی بانکی خود را با صورت‌حساب بانک تطبیق کردم.

      We must reconcile our ideals with reality.

      باید آرمان‌های خود را با واقعیت منطبق کنیم.

      The widow became reconciled to her lot.

      بیوه‌زن سرنوشت خود را قبول کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد reconcile

      1. verb make peace; adjust
        Synonyms:
        settle fix up mediate arrange accommodate suit harmonize tune conform adjust reconciliate compose appease placate pacify resolve coordinate integrate attune mitigate arbitrate rectify regulate intercede restore harmony proportion accustom conciliate bring together bring to terms come together get together on make up win over reunite fit assuage propitiate bury the hatchet cool patch up patch things up kiss and make up make matters up re-establish accord
        Antonyms:
        disagree refuse
      1. verb resign oneself to something
        Synonyms:
        accept yield submit resign get used to put up with accommodate make the best of
        Antonyms:
        divorce estrange

      سوال‌های رایج reconcile

      گذشته‌ی ساده reconcile چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده reconcile در زبان انگلیسی reconciled است.

      شکل سوم reconcile چی میشه؟

      شکل سوم reconcile در زبان انگلیسی reconciled است.

      وجه وصفی حال reconcile چی میشه؟

      وجه وصفی حال reconcile در زبان انگلیسی reconciling است.

      سوم‌شخص مفرد reconcile چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد reconcile در زبان انگلیسی reconciles است.

      ارجاع به لغت reconcile

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «reconcile» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reconcile

      لغات نزدیک reconcile

      • - recon
      • - reconcilable
      • - reconcile
      • - reconciliation
      • - reconciliatory
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.