با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Disagree

ˌdɪsəˈɡriː ˌdɪsəˈɡriː
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    disagreed
  • شکل سوم:

    disagreed
  • سوم شخص مفرد:

    disagrees
  • وجه وصفی حال:

    disagreeing
  • verb - intransitive
    ناهم‌رأی بودن، هم‌عقیده نبودن، موافق نبودن، مخالف بودن، ناسازگار بودن، نساختن با، مخالفت کردن با، مغایر بودن
    • - to disagree with someone about something
    • - با کسی درباره‌ی چیزی مخالفت کردن
    • - The two sides disagreed on some major issues.
    • - دو طرف در برخی مسائل مهم با هم مخالف بودند.
    • - He will disagree with whatever I say.
    • - او با هرچیزی که من بگویم مخالفت خواهد کرد.
    • - His reports disagree with those of others.
    • - گزارش‌های او با گزارش‌های دیگران مغایر است.
    • - Rasht weather disagreed with me.
    • - هوای رشت به من نمی‌ساخت.
    • - Is it true that cheese disagrees with you?
    • - راست است که پنیر به شما نمی‌سازد؟
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد disagree

  1. verb be different
    Synonyms: be discordant, be dissimilar, clash, conflict, contradict, counter, depart, deviate, differ, discord, disharmonize, dissent, diverge, run counter to, vary, war
    Antonyms: agree, coincide, harmonize
  2. verb argue; hold differing opinion
    Synonyms: altercate, battle, bicker, brawl, break with, bring action, clash, contend, contest, controversialize, controvert, debate, differ, disaccord, discept, discord, dispute, dissent, divide, fall out, feud, fight, go for the jugular, haggle, have words, jump on, lay into, let have it, logomachize, object, oppose, palter, quarrel, quibble, rip, row, scrap, set to, skirmish, spar, spat, sue, take issue, take on, war, wrangle, zap
    Antonyms: accept, acquiesce, agree, concur, consent
  3. verb be injurious
    Synonyms: be distasteful, be disturbing, be sickening, be unsuitable, bother, discomfort, distress, go against the grain, hurt, injure, make ill, nauseate, sicken, trouble, upset
    Antonyms: aid, help

لغات هم‌خانواده disagree

ارجاع به لغت disagree

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «disagree» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/disagree

لغات نزدیک disagree

پیشنهاد و بهبود معانی