آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ آذر ۱۴۰۲

      Argue

      ˈɑːrɡjuː ˈɑːɡjuː

      گذشته‌ی ساده:

      argued

      شکل سوم:

      argued

      سوم‌شخص مفرد:

      argues

      وجه وصفی حال:

      arguing

      معنی argue | جمله با argue

      verb - intransitive B1

      دلیل آوردن، استدلال کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      He argued against vegetarianism.

      او بر ضد گیاه‌خواری استدلال کرد.

      Some argue that the existence of the atomic bomb has helped to maintain peace.

      برخی استدلال می‌کنند که وجود بمب اتمی به برقراری صلح کمک کرده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He argued her out of suicide.

      با دلیل و برهان او را از خودکشی منصرف کرد.

      verb - transitive verb - intransitive

      بحث کردن، مشاجره کردن، گفت‌وگو کردن، سر و کله زدن، بگومگو کردن، جر و بحث کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      He argued in favor of the bill.

      او در دفاع از لایحه به بحث پرداخت.

      My parents argue constantly about money.

      والدینم مدام سر پول مشاجره می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don't argue with me,I am tired!

      با من جروبحث نکن که خسته‌ام!

      He argued with the taxi driver over the fare.

      سر کرایه با راننده‌ی تاکسی بگومگو کرد.

      Rajab and his wife always argued.

      رجب و زنش همیشه با هم مشاجره می‌کردند.

      Our proposals were argued out in the course of several meetings.

      پیشنهادهای ما طی جلسات متعدد جز به جز مورد بحث قرار گرفت.

      His behavior argued a high level of education.

      رفتارش نمایشگر تحصیلات عالی او بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد argue

      1. verb verbally fight
        Synonyms:
        disagree quarrel dispute bicker wrangle row contend altercate sass talk back hash battle feud hassle mix it up lock horns cross buck cross swords bandy hammer rehash hash over pettifog quibble bump heads have at it have at each other set to face off face down put up a fight put up a struggle pick an argument go one on one jump on jump gang up on get in one’s face knock around hammer away sock it to stick it to
        Antonyms:
        agree harmonize overlook ignore
      1. verb try to convince; present support
        Synonyms:
        show present explain indicate suggest claim assert maintain defend justify reason demonstrate prove establish vindicate exhibit denote display manifest evince testify witness imply hold contend appeal plead warrant persuade prevail upon talk into attest controvert elucidate
        Antonyms:
        agree comply
      1. verb discuss
        Synonyms:
        talk about discuss debate dispute question reason maintain clarify hold canvass agitate expostulate remonstrate
        Antonyms:
        keep quiet keep silent abstain

      Phrasal verbs

      to argue out

      (انگلیس) جزئیات را مورد بحث قرار دادن (به‌ منظور تصمیم‌گیری)

      لغات هم‌خانواده argue

      noun
      argument
      adjective
      arguable, argumentative
      verb - intransitive
      argue
      adverb
      arguably

      سوال‌های رایج argue

      گذشته‌ی ساده argue چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده argue در زبان انگلیسی argued است.

      شکل سوم argue چی میشه؟

      شکل سوم argue در زبان انگلیسی argued است.

      وجه وصفی حال argue چی میشه؟

      وجه وصفی حال argue در زبان انگلیسی arguing است.

      سوم‌شخص مفرد argue چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد argue در زبان انگلیسی argues است.

      ارجاع به لغت argue

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «argue» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/argue

      لغات نزدیک argue

      • - arguable
      • - arguably
      • - argue
      • - argue convincingly
      • - argue strongly
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      loco auto sunscreen grundnorm cyst fishhook exchangee panto ped post pro UN Fri. Prot start-up شکست غصب شیرجه شیرجه رفتن مسیر پرتابی طوفان فکری مصفا کردن معارفه‌ای معالجه‌ناپذیر کاوش ملخ رشوه مایع همبستگی جلق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.