گذشتهی ساده:
vindicatedشکل سوم:
vindicatedسومشخص مفرد:
vindicatesوجه وصفی حال:
vindicatingتوجیه کردن
The archaeological findings at the ancient site are expected to vindicate the long-held theory regarding the civilization's advanced irrigation systems.
انتظار میرود یافتههای باستانشناسی در محل باستانی، نظریهی دیرینه در مورد سیستمهای آبیاری پیشرفتهی این تمدن را توجیه کند.
I hope these new facts will vindicate my decision to move to a different city for work.
امیدوارم این حقایق جدید تصمیم من برای نقلمکان به شهری دیگر برای کار را توجیه کند.
تبرئه کردن، بیگناهی را اثبات کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I hope this new evidence will finally vindicate him and show everyone he was telling the truth all along.
امیدوارم این شواهد جدید بالاخره او را تبرئه کند و به همه نشان دهد که او از ابتدا حقیقت را میگفت.
The subsequent audit of the company's financial records was crucial to vindicate the CEO, proving he had no knowledge of the fraudulent transactions.
حسابرسی بعدی سوابق مالی شرکت برای اثبات بیگناهی مدیرعامل حیاتی بود و ثابت کرد که او از تراکنشهای کلاهبردارانه اطلاعی نداشته است.
The testimony of three students vindicated him completely.
شهادت سه دانشجو او را کاملاً تبرئه کرد.
تأیید کردن، اثبات کردن، ثابت کردن
His negative attitude vindicated his resentment.
نگرش منفی او کینهاش را ثابت میکرد.
The extensive research data collected over decades served to vindicate the long-held theory regarding the impact of climate change on biodiversity.
دادههای تحقیقاتی گسترده جمعآوریشده طی دههها، نظریهی دیرینه دربارهی تأثیر تغییرات اقلیمی بر تنوع زیستی را تأیید کرد.
دفاع کردن، پشتیبانی کردن، جانبداری کردن
He vindicated his right to criticise the party's policies.
او از حق خود نسبت به انتقاد از روشهای حزب دفاع کرد.
The speaker elaborated on how recent scientific findings could potentially vindicate the historical accounts of ancient agricultural practices.
سخنران توضیح داد که چگونه یافتههای علمی اخیر میتوانند بهطور بالقوه از روایتهای تاریخی شیوههای کشاورزی باستانی دفاع کنند.
She hopes that her hard work and dedication will ultimately vindicate her decision to pursue this challenging career path.
او امیدوار است که تلاش و فداکاریاش درنهایت از تصمیم او برای دنبال کردن این مسیر شغلی چالشبرانگیز دفاع کند.
انتقام گرفتن، تلافی کردن
The historical document unearthed by archaeologists provided compelling evidence that could vindicate the oppressed ethnic group, shedding light on their long-suffering plight.
سند تاریخی کشفشده توسط باستانشناسان شواهد قانعکنندهای ارائه کرد که میتوانست برای گروه قومی تحتستم انتقام بگیرد و بر وضعیت رنجدیدهی طولانیمدت آنها پرتو افکند.
In a competitive business environment, a successful legal challenge can vindicate a company's reputation and recover damages.
در یک محیط کسبوکار رقابتی، یک چالش حقوقی موفق میتواند از اعتبار یک شرکت انتقام بگیرد و خسارات را بازیابی کند.
گذشتهی ساده vindicate در زبان انگلیسی vindicated است.
شکل سوم vindicate در زبان انگلیسی vindicated است.
وجه وصفی حال vindicate در زبان انگلیسی vindicating است.
سومشخص مفرد vindicate در زبان انگلیسی vindicates است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «vindicate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/vindicate