آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Defend

      dɪˈfend dɪˈfend

      گذشته‌ی ساده:

      defended

      شکل سوم:

      defended

      سوم‌شخص مفرد:

      defends

      وجه وصفی حال:

      defending

      معنی defend | جمله با defend

      verb - transitive B1

      دفاع کردن، حمایت کردن، طرفداری کردن، محافظت کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The newspapers defended her against the accusations.

      روزنامه‌ها از او در مقابل اتهامات حمایت کردند.

      She's running to defend her 400 meters title.

      او می‌دود تا رکورد 400 متر خود را حفظ کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد defend

      1. verb protect
        Synonyms:
        guard protect secure save shield maintain preserve conserve cover look after care for fend off fight resist oppose hold retain support uphold shelter screen watch watch over prevent insure fight for repel danger withstand avert stave off beat off ward off fortify safeguard foster nourish cherish house take in provide sanctuary contend espouse garrison entrench mine hedge hold at bay bulwark panoply
        Antonyms:
        attack surrender quit leave desert relinquish resign abandon
      1. verb show support for
        Synonyms:
        support back uphold maintain justify vindicate endorse advocate aid speak up for stand up for stick up for stand by recommend champion befriend second warrant guarantee assert explain prove a case argue exonerate exculpate rationalize bear one out say in defense plead back up put in a good word go to bat for come to defense of apologize for stonewall cover for espouse ride shotgun for thump for
        Antonyms:
        deny renounce forsake

      لغات هم‌خانواده defend

      noun
      defense, defendant, defender, defensiveness
      adjective
      defenseless, defensible, defensive
      verb - transitive
      defend
      adverb
      defensibly, defensively

      سوال‌های رایج defend

      گذشته‌ی ساده defend چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده defend در زبان انگلیسی defended است.

      شکل سوم defend چی میشه؟

      شکل سوم defend در زبان انگلیسی defended است.

      وجه وصفی حال defend چی میشه؟

      وجه وصفی حال defend در زبان انگلیسی defending است.

      سوم‌شخص مفرد defend چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد defend در زبان انگلیسی defends است.

      ارجاع به لغت defend

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «defend» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/defend

      لغات نزدیک defend

      • - defective
      • - defectiveness
      • - defend
      • - defend your decision
      • - defendant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.