آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Espouse

ɪˈspaʊz ɪˈspaʊz

معنی espouse | جمله با espouse

verb - transitive

عقدکردن، عروسی کردن، نامزدکردن، شوهردادن، حمایت کردن از، عقیده داشتن به

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

He has always espoused extremist ideas.

او همیشه از عقاید افراطی هواداری کرده است.

He espouses feminism.

او از حقوق زنان پشتیبانی می‌کند.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد espouse

  1. verb stand up for; support
    Antonyms:
  1. verb marry
    Synonyms:
    wed unite take as spouse betroth
    Antonyms:

ارجاع به لغت espouse

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «espouse» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/espouse

لغات نزدیک espouse

پیشنهاد بهبود معانی