آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲ تیر ۱۴۰۴

    Accept

    əkˈsept əkˈsept

    گذشته‌ی ساده:

    accepted

    شکل سوم:

    accepted

    سوم‌شخص مفرد:

    accepts

    معنی accept | جمله با accept

    verb - transitive B1

    (هدیه، پیشنهاد یا دعوت) پذیرفتن، موافقت کردن، قبول کردن، قبول شدن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    They offered me a job and I accepted.

    آن‌ها به من پیشنهاد کار دادند و من هم قبول کردم.

    He accepted the invitation to stay with us.

    او دعوت به ماندن با ما را پذیرفت.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He accepted my offer.

    پیشنهاد مرا پذیرفت.

    accept a gift

    پذیرفتن یک هدیه

    verb - transitive

    تن دادن، زیر بار رفتن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    These people will never accept surrender.

    این مردم هرگز تن به تسلیم در نخواهند داد.

    verb - transitive

    اذعان کردن، تصدیق کردن، قبول داشتن

    Finally, he accepted his guilt.

    بالأخره گناه خود را تصدیق کرد.

    verb - intransitive

    پسندیدن

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد accept

    1. verb receive something given physically
      Synonyms:
      get take acquire obtain gain secure welcome
      Antonyms:
      reject refuse discard deny
    1. verb allow into group
      Synonyms:
      admit welcome receive
      Antonyms:
      reject deny decline blackball
    1. verb believe the goodness, realness of something
      Synonyms:
      trust believe like recognize acknowledge approve favor buy go for hold relish affirm countenance swallow fancy hold with take stock in take as gospel truth
      Antonyms:
      disagree reject renounce repudiate dispute
    1. verb put up with
      Synonyms:
      tolerate bear endure stand take suffer stomach swallow go along with live with put up with submit to yield to agree acquiesce assent defer to capitulate bow acknowledge recognize respect fit in play the game stand for sit still for bear with don’t make waves don’t rock the boat
      Antonyms:
      reject disallow demur
    1. verb receive by agreeing, consenting
      Synonyms:
      agree to approve assent sign adopt admit acknowledge recognize assume undertake accede comply concur with cooperate with affirm avow take on acquiesce bear buy check out go for okay set store by sign off on give the nod give the go-ahead give the green light thumbs up give stamp of approval lap up take one up on rubber-stamp
      Antonyms:
      disagree refuse decline

    Collocations

    to accept a bill

    قبولی برات را نوشتن

    لغات هم‌خانواده accept

    noun
    acceptance
    adjective
    acceptable, accepted
    verb - transitive
    accept
    adverb
    acceptably

    سوال‌های رایج accept

    معنی accept به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «Accept» در زبان فارسی به «پذیرفتن» یا «قبول کردن» ترجمه می‌شود.

    پذیرفتن به معنای قبول کردن یک وضعیت، پیشنهاد، واقعیت یا شرایط است که ممکن است فرد قبلاً نسبت به آن بی‌اطلاع یا مخالف بوده باشد. این عمل نشان‌دهنده‌ی آمادگی فرد برای کنار آمدن با یک موضوع یا توافق با آن است و معمولاً نیازمند درک، انعطاف‌پذیری و گاهی تغییر نگرش می‌باشد. پذیرش می‌تواند در زمینه‌های مختلفی از جمله روابط بین فردی، مسائل کاری، تحصیلی یا حتی شرایط زندگی رخ دهد.

    از نظر روانشناسی، پذیرفتن نقش مهمی در سلامت روان دارد. افرادی که قادر به پذیرش واقعیت‌ها و محدودیت‌های خود و دیگران هستند، معمولاً کمتر دچار استرس، اضطراب و احساسات منفی می‌شوند. پذیرش به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه به معنای قبول کردن آنچه هست و تلاش برای سازگاری و حرکت رو به جلو است. این فرایند می‌تواند به رشد شخصی و ارتقاء کیفیت زندگی کمک کند.

    در روابط انسانی، پذیرش طرف مقابل با تمام ویژگی‌ها و تفاوت‌هایش، کلید ایجاد ارتباطی سالم و پایدار است. عدم پذیرش ممکن است منجر به تعارض، سوءتفاهم و دوری عاطفی شود. از این رو، توانایی پذیرش در بهبود تعاملات اجتماعی و تقویت ارتباطات خانوادگی و دوستانه بسیار موثر است.

    در زمینه‌های حقوقی و اداری، قبول کردن یک قرارداد، شرایط یا مسئولیت‌ها به معنی تعهد به رعایت آن‌ها است. این نوع پذیرش بر اساس توافق آگاهانه و رضایت طرفین انجام می‌شود و نقش اساسی در اجرای قوانین و نظم اجتماعی دارد. بنابراین، پذیرفتن در این حوزه‌ها به معنای مسئولیت‌پذیری و پایبندی به قوانین و تعهدات است.

    «Accept» به عنوان مفهومی کلیدی در زندگی فردی و اجتماعی، بیانگر توانایی انسان در مواجهه با تغییرات، پذیرش حقیقت‌ها و حتی گاهی تعامل مثبت با دیگران است. این واژه در برخی موارد نمادی از انعطاف‌پذیری، آگاهی و مسئولیت‌پذیری است که در مسیر رشد و تکامل فردی و جمعی نقش بسزایی دارد.

    گذشته‌ی ساده accept چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده accept در زبان انگلیسی accepted است.

    شکل سوم accept چی میشه؟

    شکل سوم accept در زبان انگلیسی accepted است.

    سوم‌شخص مفرد accept چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد accept در زبان انگلیسی accepts است.

    ارجاع به لغت accept

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «accept» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/accept

    لغات نزدیک accept

    • - accentual
    • - accentuate
    • - accept
    • - accept an offer
    • - accept someone’s proposal
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.