آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Receive

      rɪˈsiːv rɪˈsiːv

      گذشته‌ی ساده:

      received

      شکل سوم:

      received

      سوم‌شخص مفرد:

      receives

      وجه وصفی حال:

      receiving

      معنی receive | جمله با receive

      verb - transitive verb - intransitive A2

      دریافت کردن، گرفتن، رسیدن، پذیرفتن، وصول کردن، به دست آوردن، حاصل کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      to receive military training

      آموزش نظامی دیدن

      My T.V. set receives the picture but not the sound.

      دستگاه تلویزیون من تصویر را می‌گیرد؛ ولی صدا را نمی‌گیرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This cistern receives rainwater.

      این آب‌انبار آب باران را جمع می‌کند.

      They accepted her as colleague.

      آنان او را به‌ عنوان همکار قبول کردند.

      She did not receive her as her son's wife.

      او را به‌ عنوان زن پسرش قبول نداشت.

      Workers received their wages.

      کارگران مزد خود را دریافت کردند.

      the information which he received

      اطلاعاتی که او به دست آورد

      She received an excellent education.

      آموزش بسیار خوبی دید.

      All four wheels receive the weight equally.

      هر چهار چرخ به‌ یک اندازه وزن را تحمل می‌کنند.

      He received a mortal blow.

      ضربه مهلکی بر او وارد آمد.

      to receive a punch

      مشت زدن

      to receive acclaim

      مورد تحسین قرار گرفتن

      I received your letter.

      نامه‌ی شما را دریافت کردم.

      verb - transitive verb - intransitive

      پذیرایی کردن، استقبال کردن، جا دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Her new novel was well received.

      رمان جدید او به‌ خوبی مورد استقبال قرار گرفت.

      She was received into church.

      به عضویت کلیسا پذیرفته شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They did not receive us properly.

      آن‌ها ما را درست تحویل نگرفتند.

      to be received at the court

      در دربار پذیرفته شدن

      They received their guests at the door and led them upstairs.

      آنان جلو در از مهمانان استقبال نمودند و آن‌ها را به طبقه‌ی بالا راهنمایی کردند.

      The ambassadors were received formally.

      از سفرا رسماً استقبال شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد receive

      1. verb accept delivery of something
        Synonyms:
        get take obtain acquire get from secure win earn gain draw collect gather accept come by derive get hold of come into assume inherit catch pick up take in perceive be given be informed be told apprehend seize grab pocket procure appropriate make hold get hands on snag latch on to pull reap redeem corral cop arrogate pull down take possession hear be in receipt of
        Antonyms:
        give offer deliver donate
      1. verb endure, sustain
        Synonyms:
        experience suffer go through undergo encounter meet with bear be subjected to
      1. verb take in guest or member
        Synonyms:
        welcome greet invite accept admit let in take in allow entrance show in introduce entertain accommodate host permit make welcome make comfortable usher in bring in let through shake hands initiate induct install roll out red carpet meet
        Antonyms:
        turn away

      Collocations

      receive attention

      مورد توجه قرار گرفتن، توجه را به خود جلب کردن

      receive nourishment

      تغذیه کردن

      Idioms

      be on the receiving end

      (عامیانه) 1- هدیه دریافت کردن، زیر بار منت بودن، مدیون بودن 2- هدف یا طعمه‌ی حمله یا تجاوز بودن 3- (ورزش) پاس گیری‌کردن، به‌عنوان گیرنده‌ی پاس عمل کردن

      لغات هم‌خانواده receive

      noun
      receipt, receipts, receiver, reception, receivership, receiving, receptionist, receptor
      adjective
      receptive, received
      verb - transitive
      receive

      سوال‌های رایج receive

      گذشته‌ی ساده receive چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده receive در زبان انگلیسی received است.

      شکل سوم receive چی میشه؟

      شکل سوم receive در زبان انگلیسی received است.

      وجه وصفی حال receive چی میشه؟

      وجه وصفی حال receive در زبان انگلیسی receiving است.

      سوم‌شخص مفرد receive چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد receive در زبان انگلیسی receives است.

      ارجاع به لغت receive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «receive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/receive

      لغات نزدیک receive

      • - receipts
      • - receivable
      • - receive
      • - receive a grade
      • - receive a standing ovation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.