فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Arrogate

ˈærəɡeɪt ˈærəɡeɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    arrogated
  • شکل سوم:

    arrogated
  • سوم شخص مفرد:

    arrogates
  • وجه وصفی حال:

    arrogating

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • verb - transitive
    ادعای بیجا کردن، غصب کردن، به‌خود بستن
    • - They arrogated the rewards to themselves.
    • - آن‌ها پاداشها را برای خود برداشتند.
    • - He arrogated personal motives to his rival.
    • - او رقیب خود را منتسب (متهم) به داشتن اغراض شخصی کرد.
    • - Don't arrogate rights that do not belong to you!
    • - حقوقی را که به تو تعلق ندارد، به خود مبند (ادعا مکن)!
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد arrogate

  1. verb claim without justification
    Synonyms: accroach, appropriate, assume, commandeer, confiscate, demand, expropriate, preempt, presume, seize, take, usurp
    Antonyms: appropriate, give, hand over

ارجاع به لغت arrogate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «arrogate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/arrogate

لغات نزدیک arrogate

پیشنهاد بهبود معانی