آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ مهر ۱۴۰۵

      Fancy

      ˈfænsi ˈfænsi

      گذشته‌ی ساده:

      fancied

      شکل سوم:

      fancied

      سوم‌شخص مفرد:

      fancies

      وجه وصفی حال:

      fancying

      صفت تفضیلی:

      more fancy

      صفت عالی:

      most fancy

      معنی fancy | جمله با fancy

      verb - transitive B1

      انگلیسی بریتانیایی علاقه‌مند بودن، دوست داشتن، خواستن، مایل بودن، میل داشتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      I fancy a chocolate cake for dessert.

      برای دسر، کیک شکلاتی می‌خواهم.

      Some individuals fancy the idea of establishing their own businesses rather than working for large corporations.

      برخی افراد ایده‌ی راه‌اندازی کسب‌وکار خودشان را به‌جای کار برای شرکت‌های بزرگ دوست دارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He fancies Chinese food.

      او خوراک چینی دوست دارد.

      verb - transitive informal B2

      انگلیسی بریتانیایی دل‌بسته بودن، علاقه‌مند به کسی بودن، شیفته‌ی کسی بودن، میل داشتن (به‌صورت جنسی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      He fancies Anna, but hasn’t told her yet.

      او به آنا علاقه‌مند است، اما هنوز به او نگفته است.

      Research indicates that the neural pathways associated with initial attraction, where one might 'fancy' another, are distinct from those involved in long-term attachment.

      تحقیقات نشان می‌دهد که مسیرهای عصبی مرتبط با جذابیت اولیه، جایی که ممکن است فردی به دیگری میل پیدا کند، از مسیرهای درگیر در دل‌بستگی طولانی‌مدت متمایز هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He fancied her from the moment they met.

      از همان لحظه‌ای که با او آشنا شد، شیفته‌اش بود.

      verb - intransitive verb - transitive

      انگلیسی بریتانیایی فکر کردن، تصور کردن، پنداشتن، گمان کردن

      They are, I fancy, still alive.

      فکر می‌کنم هنوز هم زنده باشند.

      One might fancy that the rapid technological advancements would invariably lead to a more equitable global society.

      ممکن است کسی تصور کند که پیشرفت‌های سریع تکنولوژیکی به‌ناگزیر به جامعه‌ای جهانی عادلانه‌تر منجر خواهد شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Fancy (that)!

      تصورش را بکن! می‌توانی باور کنی؟

      They fancied themselves to be birds.

      آن‌ها تصور می‌کردند که پرنده‌اند.

      exclamation C2

      قدیمی چه جالب، عجب، باورنکردنیه، تعجب‌آوره، شگفت‌آوره

      Fancy that he remembered my birthday after all these years!

      باورنکردنی است که بعداز این همه سال تولدم را به خاطر داشت!

      Fancy that, they actually finished the project ahead of schedule.

      باورنکردنیه، آن‌ها واقعاً پروژه را زودتر از موعد به پایان رساندند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Fancy that he didn’t know about the meeting.

      تعجب‌آور است که او از جلسه خبر نداشت.

      adjective B1

      تجملی، پرزرق‌وبرق، مجلل، باشکوه، شیک‌وپیک، تزئین‌شده

      They threw a fancy party for the wedding.

      آن‌ها مهمانی باشکوهی برای عروسی برگزار کردند.

      The architectural design of the new opera house is remarkably fancy, featuring intricate carvings and gilded accents.

      طراحی معماری اپرای جدید به‌طور چشمگیری مجلل است و دارای کنده‌کاری‌های پیچیده و تزئینات طلایی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She wore a fancy hat with feathers and flowers.

      او کلاهی شیک با پر و گل پوشیده بود.

      a fancy necktie

      کراوات شیک‌وپیک

      adjective informal B2

      گران‌قیمت، لوکس، لاکچری، گران، اعیانی

      While often associated with modernity, some historical preservation efforts aim to restore fancy architectural elements of bygone eras to their original splendor.

      درحالی‌که اغلب با مدرنیته مرتبط است، برخی از تلاش‌های حفاظت از آثار تاریخی با هدف بازگرداندن عناصر معماری لوکس دوران گذشته به شکوه اولیه‌ی خود انجام می‌شود.

      They prefer fancy cars over practical ones.

      آن‌ها ماشین‌های گران‌قیمت را به ماشین‌های معمولی ترجیح می‌دهند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He bought a fancy suit for the party.

      او برای مهمانی، کت‌وشلواری گران خرید.

      a fancy price

      قیمت گزاف

      noun uncountable

      ادبی خیال، تصور، قوه‌ی تخیل

      The architect's initial designs were born from a whimsical fancy, later refined through rigorous engineering principles.

      طرح‌های اولیه معمار از یک خیال عجیب‌وغریب نشأت گرفته بود که بعدها ازطریق اصول مهندسی دقیق اصلاح شد.

      Writers use fancy to create new worlds.

      نویسندگان از قوه‌ی تخیل برای خلق دنیاهای جدید استفاده می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He paints what his fancy suggests.

      او هرچه را که تخیلش به او القا کند، نقاشی می‌کند.

      a poet's fancy

      تخیل یک شاعر

      separating fact from fancy

      جدا کردن واقعیت از تصور

      the fancy

      (قدیمی) شیفتگان ورزش یا کاری (به‌ویژه مشت‌زنی)

      I have taken a fancy to her.

      من از او خوشم آمده است.

      take a fancy

      دوست داشتن، گرایش پیدا کردن به

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fancy

      1. adjective extravagant, ornamental
        Synonyms:
        decorated ornate showy gaudy elegant rich special deluxe lavish custom adorned decorative embellished elaborate intricate beautiful sumptuous unusual ostentatious garniished florid baroque rococo complicated resplendent gingerbread chichi spiffy frilly froufrou cushy beautifying
        Antonyms:
        plain unornamented unfancy
      1. noun impulse, urge
        Synonyms:
        desire urge will thought idea notion whim liking inclination pleasure flash image impression mind imagination conception visualization thing humor vagary weakness for groove cup of tea caprice fool’s paradise contrariness perverseness irrationality creation conceit velleity druthers
        Antonyms:
        dislike hate
      1. noun liking, dream
        Synonyms:
        fondness preference inclination partiality penchant relish sweet tooth itch hankering yen yearning dream vision idea notion fantasy imagination conception daydream reverie envisioning envisagement picture delusion illusion mirage nightmare hallucination phantasm fabrication invention imaginativeness big eyes eyes for pipe dream pie in the sky romancing figment chimera
        Antonyms:
        reality truth fact certainty
      1. verb imagine, create
        Synonyms:
        think believe suppose guess picture envision visualize dream up conceive envissage infer realize reckon conjecture fantasize vision create make up be inclined to think think likely spark feature phantom image surmise spitball trump up head trip make up off top of one’s head
      1. verb love, desire
        Synonyms:
        like desire crave wish for long for prefer yearn for approve favor endorse sanction take to take a liking to care for fall for be attracted to relish set one’s heart on be in love with lust after be enamored of crazy about mad for dream of be captivated by
        Antonyms:
        hate dislike

      Idioms

      footloose and fancy-free

      فارغ و آزاد از قید و خیال

      سوال‌های رایج fancy

      گذشته‌ی ساده fancy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fancy در زبان انگلیسی fancied است.

      شکل سوم fancy چی میشه؟

      شکل سوم fancy در زبان انگلیسی fancied است.

      وجه وصفی حال fancy چی میشه؟

      وجه وصفی حال fancy در زبان انگلیسی fancying است.

      سوم‌شخص مفرد fancy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fancy در زبان انگلیسی fancies است.

      صفت تفضیلی fancy چی میشه؟

      صفت تفضیلی fancy در زبان انگلیسی more fancy است.

      صفت عالی fancy چی میشه؟

      صفت عالی fancy در زبان انگلیسی most fancy است.

      ارجاع به لغت fancy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fancy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fancy

      لغات نزدیک fancy

      • - fancifully
      • - fanciness
      • - fancy
      • - fancy dan
      • - fancy dress
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Thur. interconnect hit the books undo represent eph amyl amp fluor fungus gyro half vulcanian halo hem صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.