گذشتهی ساده:
fanciedشکل سوم:
fanciedسومشخص مفرد:
fanciesوجه وصفی حال:
fancyingصفت تفضیلی:
more fancyصفت عالی:
most fancyانگلیسی بریتانیایی علاقهمند بودن، دوست داشتن، خواستن، مایل بودن، میل داشتن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
I fancy a chocolate cake for dessert.
برای دسر، کیک شکلاتی میخواهم.
Some individuals fancy the idea of establishing their own businesses rather than working for large corporations.
برخی افراد ایدهی راهاندازی کسبوکار خودشان را بهجای کار برای شرکتهای بزرگ دوست دارند.
He fancies Chinese food.
او خوراک چینی دوست دارد.
انگلیسی بریتانیایی دلبسته بودن، علاقهمند به کسی بودن، شیفتهی کسی بودن، میل داشتن (بهصورت جنسی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He fancies Anna, but hasn’t told her yet.
او به آنا علاقهمند است، اما هنوز به او نگفته است.
Research indicates that the neural pathways associated with initial attraction, where one might 'fancy' another, are distinct from those involved in long-term attachment.
تحقیقات نشان میدهد که مسیرهای عصبی مرتبط با جذابیت اولیه، جایی که ممکن است فردی به دیگری میل پیدا کند، از مسیرهای درگیر در دلبستگی طولانیمدت متمایز هستند.
He fancied her from the moment they met.
از همان لحظهای که با او آشنا شد، شیفتهاش بود.
انگلیسی بریتانیایی فکر کردن، تصور کردن، پنداشتن، گمان کردن
They are, I fancy, still alive.
فکر میکنم هنوز هم زنده باشند.
One might fancy that the rapid technological advancements would invariably lead to a more equitable global society.
ممکن است کسی تصور کند که پیشرفتهای سریع تکنولوژیکی بهناگزیر به جامعهای جهانی عادلانهتر منجر خواهد شد.
Fancy (that)!
تصورش را بکن! میتوانی باور کنی؟
They fancied themselves to be birds.
آنها تصور میکردند که پرندهاند.
قدیمی چه جالب، عجب، باورنکردنیه، تعجبآوره، شگفتآوره
Fancy that he remembered my birthday after all these years!
باورنکردنی است که بعداز این همه سال تولدم را به خاطر داشت!
Fancy that, they actually finished the project ahead of schedule.
باورنکردنیه، آنها واقعاً پروژه را زودتر از موعد به پایان رساندند.
Fancy that he didn’t know about the meeting.
تعجبآور است که او از جلسه خبر نداشت.
تجملی، پرزرقوبرق، مجلل، باشکوه، شیکوپیک، تزئینشده
They threw a fancy party for the wedding.
آنها مهمانی باشکوهی برای عروسی برگزار کردند.
The architectural design of the new opera house is remarkably fancy, featuring intricate carvings and gilded accents.
طراحی معماری اپرای جدید بهطور چشمگیری مجلل است و دارای کندهکاریهای پیچیده و تزئینات طلایی است.
She wore a fancy hat with feathers and flowers.
او کلاهی شیک با پر و گل پوشیده بود.
a fancy necktie
کراوات شیکوپیک
گرانقیمت، لوکس، لاکچری، گران، اعیانی
While often associated with modernity, some historical preservation efforts aim to restore fancy architectural elements of bygone eras to their original splendor.
درحالیکه اغلب با مدرنیته مرتبط است، برخی از تلاشهای حفاظت از آثار تاریخی با هدف بازگرداندن عناصر معماری لوکس دوران گذشته به شکوه اولیهی خود انجام میشود.
They prefer fancy cars over practical ones.
آنها ماشینهای گرانقیمت را به ماشینهای معمولی ترجیح میدهند.
He bought a fancy suit for the party.
او برای مهمانی، کتوشلواری گران خرید.
a fancy price
قیمت گزاف
ادبی خیال، تصور، قوهی تخیل
The architect's initial designs were born from a whimsical fancy, later refined through rigorous engineering principles.
طرحهای اولیه معمار از یک خیال عجیبوغریب نشأت گرفته بود که بعدها ازطریق اصول مهندسی دقیق اصلاح شد.
Writers use fancy to create new worlds.
نویسندگان از قوهی تخیل برای خلق دنیاهای جدید استفاده میکنند.
He paints what his fancy suggests.
او هرچه را که تخیلش به او القا کند، نقاشی میکند.
a poet's fancy
تخیل یک شاعر
separating fact from fancy
جدا کردن واقعیت از تصور
the fancy
(قدیمی) شیفتگان ورزش یا کاری (بهویژه مشتزنی)
I have taken a fancy to her.
من از او خوشم آمده است.
take a fancy
دوست داشتن، گرایش پیدا کردن به
فارغ و آزاد از قید و خیال
گذشتهی ساده fancy در زبان انگلیسی fancied است.
شکل سوم fancy در زبان انگلیسی fancied است.
وجه وصفی حال fancy در زبان انگلیسی fancying است.
سومشخص مفرد fancy در زبان انگلیسی fancies است.
صفت تفضیلی fancy در زبان انگلیسی more fancy است.
صفت عالی fancy در زبان انگلیسی most fancy است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «fancy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fancy