آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ آذر ۱۴۰۲

    Recognize

    ˈrekəɡnaɪz / / ˈrekən- ˈrekəɡnaɪz / / ˈrekən-

    گذشته‌ی ساده:

    recognized

    شکل سوم:

    recognized

    سوم‌شخص مفرد:

    recognizes

    وجه وصفی حال:

    recognizing

    توضیحات:

    حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی recognise است.

    معنی recognize | جمله با recognize

    verb - transitive B1

    تشخیص دادن، شناختن، به‌ رسمیت شناختن، تصدیق کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    to recognize an old friend after many years

    پس از سال‌ها دوست قدیمی خود را شناختن

    to recognize symptoms

    نشانه‌های بیماری را تشخیص دادن

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    I apologize for not having recognized you at first.

    از اینکه ابتدا شما را به‌جا نیاوردم عذر می‌خواهم.

    to recognize different kinds of butterflies by their coloring

    انواع مختلف پروانه‌ها را از روی رنگ آن‌ها شناختن

    to recognize a claim

    ادعایی را تصدیق کردن

    to recognize one's defeat

    شکست خود را پذیرفتن

    verb - transitive

    قدردانی کردن، تمجید کردن، ارج نهادن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد recognize

    1. verb identify
      Synonyms:
      know see spot note make tag place finger nail admit recall notice observe remember diagnose verify distinguish pinpoint perceive recollect descry espy make out remark sight diagnosticate ring a bell button down be familiar flash on determinate
      Antonyms:
      miss
    1. verb acknowledge, understand;
      Synonyms:
      see admit allow agree understand accept approve realize grant own confess concede respect appreciate perceive assent honor greet sanction avow be aware of comprehend make salute
      Antonyms:
      misunderstand disapprove

    لغات هم‌خانواده recognize

    noun
    recognition
    adjective
    recognizable
    verb - transitive
    recognize
    adverb
    recognizably

    سوال‌های رایج recognize

    گذشته‌ی ساده recognize چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده recognize در زبان انگلیسی recognized است.

    شکل سوم recognize چی میشه؟

    شکل سوم recognize در زبان انگلیسی recognized است.

    وجه وصفی حال recognize چی میشه؟

    وجه وصفی حال recognize در زبان انگلیسی recognizing است.

    سوم‌شخص مفرد recognize چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد recognize در زبان انگلیسی recognizes است.

    ارجاع به لغت recognize

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «recognize» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/recognize

    لغات نزدیک recognize

    • - recognizably
    • - recognizance
    • - recognize
    • - recognizee
    • - recognizer
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.